خوب که با خودم فکر میکنم
میبینم
اینهمه نبودنت
اینهمه نداشتنت
خیلی هم تقصیر تو نیست
من قانون بازی را بلد نبودم
من ازتو هیچی نمی خواهم فقط...
فقط به آن لعنتی که عاشقانه دوستت دارد
بگو حلالم کند
اگر هنوز شب ها با یاد تو می خوابم...
باز هم مثل هميشه که تنها ميشوم
ديوار اتاق پناهم ميدهد
بي پناه که باشي قدر ديوار را ميداني !
شب نامه ای دیگر
شایدهزارمین
اندوهی مدام
یک اضطراب سرد
اینجا نشسته ای دراین خیال سرد
و بازم می خوام ازگرمای تنت بنویسم که اکنون سهم دیگران است
سانسورمیکنم باز این نوشته را..!!
فقط می نویسم..
"هی داد رفته ای"
"هی داد رفته ای"
پـیـشـو نـد شـا ن عـو ض مـی شـو د . . .
روز مرگم در اخرين نفسم به او خواهم گفت اونطوري نه….اينطوري ميرن…
گـمان میـکردم قـانع بـاشی
و بـه شـکستـن دلـم اکتـفا کـنی
نه ایـنکه فستـیـوالـی از دروغ به راه بـینـدازی
و در آخـر بـگویـی:
“میـروم تا اذیـت نـشوی بـهتـرین مـن!”
میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟
اینکه هر کاری در توانت هست
براش انجام بدی،بعد برگرده بگه :
مگه من ازت خواستم…..!
وقتی دلیل " خواب " فرار از "بیداری" باشد
یعنـــــــــــــــــــی
تمـــــــــــــام شده ای. . .
تمــــــــام . . .
در قحطی تــــــــــو
چه دل خوشی دارند
بیهوده می آیند و می روند ...!
این نفسهای من..
من از این که تو خوشبختی ، نه آرومم نه دلگیر
یه جوری زخم خوردم که ، نه میمونم نه میمیرم
تموم آروزم این بود ، یه رویایی که شد دردم
یه بارم نوبت ما شد ، ببین چی آرزو کردم
یه عمره با خودم می گم ، خدارو شکر خوشبخته
خدارو شکر خوشبختی ، چقد این گفتنش سخته ....
دارم میلرزم
خیلی سرد بود...
آب پاکی که روی دستانم ریختی
ديگران ميپرسند:
بيداري ؟!!
آري بي"دار"م ... چراکه اگر "دار"ي داشتم، يا قاليه زندگيم را
خودم مي بافتم يا زندگيم را به
"دار" مي آويختم و خلاص...
پس ... بي"دار" بي"دار"م
می گفتند: ” سختی ها نمک زندگــــــی است “
امّا چرا کسی نفهمید که ” نمــــــک “
برای من که خاطراتم زخمی است ، شور نیست ؛ مزه ” درد” می دهد
ALE GHASEMI