کس العمل گیاه در برابر شوری

_ عکس العمل گیاه نسبت به شوری

3_4_1 علائم گیاهی

اولین اثر شوری بر رشد گیاهان زراعی عدم یکنواحتی در جوانه زدن بذر است به طوری که در سطح مزرعه لکه های لخت و بدون بوته به چشم می خورد بقیه بوته ها نیز به رنگ سبز متمایل به آبی تیره در می آیند. ولی اگر شوری به اندازه ای نباشد که لکه های لخت مزرعه به وجود می آید باز هم رشد بوته ها یکسان نخواهد بود. البته عوامل دیگری از قبیل  عدم یکنواختی آبیاری و کمبود مواد غذایی نیز موجب ناهماهنگی رشد بوته ها و تغییر رنگ آنها می گردد که باید با اثر شوری تمیز داده می شود و وجه تمابز آنها همان رنگ سبز متمایل به آبی است که در برگها به وجود می آید.

از غلائم دیگر شوری پیدایش سوختگی در  حاشیه برگها و نکروزه شدن و ریزش برگها است ولی باید توجه داشت که این علائم زمانی مشاهده می شود که شوری از حد مشخص تجاوز کند، در غیر این صورت بدون هیچ گونه علامتی شوری فقط اثر خود را که کاهش محصول است ظاهر می سازد. بنابراین اندازه گیری شوری در ارتباط با نوع گیاهی که کشت میشود میتواند به عنوان معیاری برای ارزیابی مسئله مورد استفاده قرار گیرند.

3_4_2_ مکانیسم اثر نمک

همانطوریکه گفته شد با تبخیر آب از سطح خاک و جذب آن توسط ریشه ها غلظت نمک در محلول خاک افزایش یافته و مقدار آن به 2 تا 5 برابر غلظت آب و آبیاری می رسد. در نتیجه عمل پتانسیل اسمزی آب در محلول خاک کاهش یافته(بیشتر منفی می گردد) و غلظت یونها ممکن است به حدی برسد که برای گیاه اثر سمی داشته باشد اگر کاهش رشد گیاه در اثر پایین رفتن پتانسیل اسمزی باشد گوییم شوری اثر اسمزی دارد(Osmotic effect) و اگر کاهش محصول به دلیل اثر سمی یونها باشد در این صورت اثر اختصاصی یون (Specific ion effect) در کار بوده است.

الف_اثر اُسمزی

اثر اُسمزی به شکلهای گوناگون نشان داده شده است. مثلاً ثابت گردیده است که محلول نمکهای مختلف، اگر از نظر اسمزی پتانسیل یک سانی داشته باشند اثرشان بر کاهش رشد گیاه یکسان است اثر پتانسیل اسمزی بر رشد گیاه مشابه اثر پتانسیل ماتریک خاک بوده و مکمل آن لسا هم چنین با کاهش پتانسیل اسمزی در محلول خاک جذب آب توسط ریشه و تعرق گیاه تقلیل پیدا می کند.

مقدار جذب آب توسط ریشه به دو عامل بستگی دارد: یکی شیب پتانسیل آب و دیگری مقاومت ریشه ها. اگر پتانسیل اسمزی محلول خاک کاهش یابد، بدون این پتانسیل اسمزی آب داخل ریشه کاهش یابد نتیجه آن کاهش جذب آب توسط ریشه ها است این یکی از مکانیسمهای اثرات اسمزی بر رشد گیاه است. در بسیاری از مواقع با کاهش پتانسیل  اسمزی محلول خاک پتانسیل اسمزی آب داخل گیاه نیز کاهش پیدا کرده و گیاه خود را با شرایط وفق دهد لازم است مقداری مواد آلی و معدنی در شیره گیاهی تجمع پیدا کند. انجام این عمل توسط گیاه موجب صرف انرژی و در نتیجه کاهش رشد می شود. برای تجمع این مواد در شیره گیاهی سرعت تنفس گیاه زیاد می شود که این خود با کاهش رشد همراه است.

اثر دیگر شوری، در ارتباط با پتانسیل اسمزی، دارد به هم خوردن توازن هورمونی در گیاه است این امر موجب از بین رفتن سلولهای گیاهی گردد.

ب_ اثرات اختصاصی یونها

اثرات سمی برخی از عناصر را می توان در گیاهان چوبی به خوبی مشاهده کرد این وضعیت عمدتاً به دلیل غلظت زیاد Na و Cl  رخ می دهد. گیاهان علفی از این قاعده مستثنا هستند ولی به ندرت ممکن است گیاهان علفی را نیز مشاهده کرد که تحت تاثیر اثرات سمی سدیم و کلر قرار گرفته باشند البته استثناهایی نیز در ایت مورد وجود دارد مثلاً اگر گیاهانی از قبیل فلفل و گوجه فرنگی، که نسبت به Na و Cl حساسیت دارند با آبی که محتوری 20_10 میلی اکی والان در لیتر Na+ یا Cl++ است آبیاری شوند آثار سوختگی در برگ آنها مشاهده خواهد شد.

مکانیسم اثر سمی یونها می توان در بهم خوردن سیستم تنظیم کننده گیاه دانست. مثلاً جمع شدن کلروسدیم در برگ باعث اختلال در باز و بسته شدن روزنه ها میگردد. البته باید قبول کنیم که هنوز بسیاری از جنبه های اثر شوری بر رشد گیاه شناخته نشده است و در این راه نیاز به تحقیقات بسیار زیادی است.

3_4_3_ شوری خاک و رشد گیاه

درجه شوری خاک در منطقه ریشه ها نسبت به عمق متغیر است. علاوه بر این شوری خاک در زمانهای مختلف نیز متفاوت است. اگر جز آبشویی (LF) بیش از 3/0 باشد، هدایت الکتریکی محلول خاک (ECsw) در تمام اعماق خاک یکنواخت خواهد بود. ولی اگر آبشویی کمتر از مقدار فوق باشد، هدایت الکتریکی محلول خاک در لایه زیر ریشه ها به چندین برابر هدایت الکتریکی در سطح خاک خواهد رسید. شوری خاک در فاصله بین دو آبیاری نیز متغیر است. میزان این تغییرات بستگی به مقدار آبیاری و فاصله بین دو آبیاری و یکنواختی پخش آب در مزرعه دارد.بنابراین در آبیاری جوی پشته ای و قطره ای، به دلیل جمع شدن نمک در حد فاصل بین شیاره و یا حد فاصل قطره چکانها، تغییرات موضوعی ECsw در سطح مزرعه بسیار زیاد است.

تجربه نشان داده است که حداکثر جذب آب توسط ریشه ها از خاک از مکانهایی است که شوری آن کمتر باشد.مثلاً در آبیاری قطره ای بیشترین مقدار آب از  قسمت زیر قطره چکانها جذب می شود. برخی تحقیقات ثابت کرده اند که عکس العمل  گیاه نسبت به شوری متناسب با متوسط وزنی شوری آبی است که توسط ریشه ها دریافت می شود و فقط بخش اندکی از آن از قسمت پایین این منطقه جذب می شود و از طرف دیگر شوری در قسمت بالا زیاد و در لایه پایین کم است. بنابراین متوسط وزنی شوری آب حذب معیار بهتری در ارزیابی اثر شوری  بر رشد گیاه است چون محلول خاک در لایه بالایی مشابه EC در آبیاری است . لذا در ارزیابی شوری EC آب آبیاری بهای بیشتری داده می شود.

 

3_5_عوامل موثر بر تحمل گیاهان نسبت به شوری

در تحمل گیاهان مختلف نسبت به شوری مجموعاً سه عامل مهم دخالت دارند که عبارتند از عوامل گیاهی، عوامل مربوط به خاک و شرایط آب و هوایی.

3_5_1_ عوامل گیاهی

اثر شوری در مورد بسیاری از گیاهان زمانی مشهود است که گیاه مدت نسبتاً طولانی در معرض نمک قرار گیرد. از آن گذشته، مقاومت گیاه در مقابل شوری بشته به این است که گیاه در چه مرحله ای از رشد خود در معرض  شوری قرار گرفته است (Shalhevet, 1970) گیاهانی مثل جو، برنج، گندم و ذرت در مراحل اولیه رشد نسبت به نمک حساس بوده سپس در مقابل آن مقاومت نشان می دهند. برنج در مرحله گل دهی نیز به نمک حساس است. چغندرقند و آفتاب گردان در مرحله جوانه زدن نسبت به شوری حساسیت نشان می دهند بنا به توصیه برنشتاین (Bernstien) حداکثر شوری محلول خاک در مرحله ای از رشد کیاه نسبت به شوری حساسیت نشان می دهد نباید از 8 میلی موس بر سانتی متر تجاوز کند(Bernstien , 1974).

شوری معمولاً موجب کاهش کلی رشد گبیاه می شود لذا تخمین تولید بذر یا میوه از منحنی ها و جداول شوری دقیق نخواهد بود. مثلاً اثر شوری بر رشد بوته های گندم، جو و پنبه به مراتب بیش از اثر آن بر تولید دانه و الیاف استو. عکس این قضیه در مورد برنج و ذرت صادق است، یعنی اثر شوری در کاهش دانه بیش از اثر آن بر رشد بوته هاست.در مورد گیاهان غده ای شوری بیشتر بر ردش غده موثر است تا بر رشد برگها.

نوع پایه در گیاهان خشبی از نظر مقاومت در برابر شوری بسیار مهم است مثلاً ارقام حساس، غلظتهای بیش از 5 میلی اکی والان در لیتر کلر نمی تواند تحمل کنند، ولی ارقام مقاوم تا  30 میلی اکی والان در لیت را نیز تحمل می کنند. موضوع مهمی که در مورد این گیاهان باید در نظر داشت مسئله ابیاری بارانی است. در هنگام پخش آب روی درختان اگر آب محتوری یون کلر باشد موجب سوختگی برگها می شود. مقدار غلظت کلر در آب آبیاری، برای درختان میوه ای که به روش بارانی ابیاری می شوند نباید از 2 تا 5 میلی اکی والان در لیتر تجاوز کند. حداکثر غلظت مجاز کلر در عصاره اشباع خاک برای لیمو شیرین 10، لیمو ترش15، نارنج 25، انگور و درختان میوه و هسته دار 10 تا 25 و انگور و توت فرنگی 5 میلی اکی والان در لیتر گزارش شده است.

علاوه بر شوری کل سدیم قابل تبادل نیز بر رشد گیاه موثر است در جدول شماره 3_3 درجه تحمل گیاهان مختلف نسبت به آن نشان داده شده است. اثر سدیم معمولاً به صورت غیر مستقیم است، زیرا سدیم یا خصوصیات فیزیکی خاک را تخریب می نماید و یا آنکه تغذیه گیاه را مختل می سازد. در خاکهای شوری که هدایت الکتریکی آن تقریباً یک میلی موس بر سانتی متر و درصد سدیم قابل تبادل 15 یا بالاتر است، غلظت  کاتیونهای کلسیم و منیزیم حدوداً یک میلی اکی  والان در لیتر می باشد و این مقدار برای برخی از گیاهان بسیار کم است بطوری که علائم کمبود  CA در این خاکها مشاهده می گردد.

درجه حساسیت

نوع گیاه

a_ بسیار حساس

ESP=2-10

درختان میوه

مرکبات

b_ حساس

ESP=10-20

لوبیا

c_ نیمه مقاوم

ESP=20-40

شبدر

درختان میوه

d_ مقاوم

ESP=40-60

مرکبات

لوبیا

شبدر

گندم

پنبه

یونجه

جو

گوجه فرنگی

چغندر

e_ بسیار مقاوم

ESP>60

برخی از گیاهان علوفه ای

 

a_ بسیار حساس: به گیاهانی گفته می شود که حتی در ESP های خیلی کم نیز سمی بودن سدیم ظاهر می شود.

b_ در مقدار کم ESP نیز اکه های اثر سمی بودن سدیم مشاهده می شود ولی هنوز خصوصیات فیزیکی خاک بهم نخورده است.

c_ در این حالت سدیم هم اثر سمی خود را ظاهر می سازد و هم شروع به تخریب خصوصیات فیزیکی خاک می کند در این وضعیت آثار سدیم به صورت لکه لکه در سطح مزرعه مشاهده می شود.

d_ در این شرایط خصوصیات خوب فیزیکی خاک از بین رفته.

e_ خصوصیات مطلوب فیزیکی خاک شدیداً از بین می رود.

بطور کلی حداکثر مجاز درصد سدیم قابل تبادل برای گیاهان حساس 10، برای گیاهان نیمه مقاوم 25 و برای گیاهان مقاوم 50 است ولی باید در نظر داشت که اگر ESP بیش از 15 باشد ساختمان فیزیکی خاک بهم خورده، این موضوع یکی از عواملی است که عدم ر شد گیاه را به دنبال خواهد داشت.

3_5_2_ عوامل مربوط به خاک

درصد رطوبت خاک و فاصله بین دو آبیاری از عوامل موثر بر تحمل گیاه نسبت به شوری می باشند هرچه خاک خشک تر باشد، پتانسیل اسمزی و ماتریک محلول خاک پایین تر خواهد بود و برای جلوگیری از اثرات نامطلوب آن لازم است که فاصله بین آبیاریها را کوتاه تر گرفت.

حاصلخیزی خاک نیز می تواند یکی از عوامل ظاهری مقاومت گیاه نسبت به شوری باشد. مقاومت ظاهری گیاهانی که در زمینهای حاصلخیزی می رویند در واقع به این دلیل است که عامل محدود کننده رشد در چنین شرایط حاصلخیزی خاک است نه شوری زمین. البته مشاهده شده است که در برخی شرایط، دادن کود به زمین مقاومت گیاه را نسبت به شوری کاهش می دهد به عقیده برنشتاین نیز دادن کود اضافی به زمین، مقاومت گیاه را به شوری افزایش نخواهد داد مگر آنکه شوری موجب اختلال در تغذیه گیاهی شده باشد.

3_5_3_عوامل آب و هوایی

آب و هوا نیز به تحمل گیاه نسبت به شوری موثر است در شرایط خشک و گرم، مقاومت گیاه کاهش می یابد. این موضوع در مورد گیاهانی مثل چغندر، پنبه، لوبیا، شبدر،یونچه و گوجه فرنگی به اثبات رسیده است. در اطراف شهرهای بزرگ که آلودگی هوا(از نوع اوزون) زیاد است، شوری خاک اثر نامطلوب آلودگی را از بیم می برد. به تجربه ثابت شده است که گیاه در شرایط هوای آلوده مقاومت بیشتری نسبت به شوری از خود نشان دهد.

3_6_ تغذیه گیاه در خاکهای شور و سدیمی:

علاوه بر اثرات نامطلوب شوری و سدیمی بر میزان آب قابل استفاده گیاه (اثر اسمزی املاح) تخریب خصوصیات فیزیکی (در اثر وجود سدیم تبادلی زیاد) و مسمومیتهای ویژه یونی، محدودیتهای حاصلخیزی خاکهای شور سدیمی نیز، باید مد نظر قرار گیرد. وقتی که شوری خاک در حد متوسط باشد، گیاهان به خاطر جذب نکردن یونهای نامطلوب،(تا جایی که امکان داشته باشد) قادر خواهند بودعناصر غذایی را جذب کنند ولی با افزایش غلظت املاح جذب سدیم و کلر توسط گیاه به مقدار قابل توجهی افزایش می یابد. افزایش جدب بعضی از یونها باعث کاهش جذب بعضی از عناصر غذایی می شود.تحقیقات نشان داده است که زیادی غلظت املاح  در خاکهای شور باعث کاهش جذب کلسیم و پتاسیم توسط گیاه می شود (Finck, 1977)  در نتیجه در اضافه کردن کود به خاکها، با شوری کم تا متوسط باید دو نکته را در نظر داشت:

الف_ تامین عنصر غذایی که به میزان کافی در خاک وجود ندارد.

ب_تامین عناصر غذایی که به میزان کافی در خاک وجود دارد ولی به علت اثر آنتاگونیسمی(همانند پتاسیم در مقابل سدیم، یا فسفات در مقابل کلراید) مانع از جذب آنها توسط گیاه می شود(Chhabra et al , 1976).

همچنین در شوری زیاد ممکن است مانع فعالیت موجودات زنده ذره بینی خاک شود و در نتیجه بطور غیر مستقیم در انتقال عناصر و قابلیت استفاده آنها مانع ایجاد کند. مثلاً ریزوبیوم که باعث تثبیت ازت می شود، فقط می تواند تا EC  برابر 5/4 دسی زیمنس بر متر را تحمل کند(Gratam and Parker , 1964) یکی دیگر از عوامل در کمبود میزان ازت قابل استفاده گیاه در خاکهای شور و سدیمی، کاهش نیتریفیکاسیون بر اثر زیادی شوری است افزایش غلظت فسفر باعث کاهش جذب یون کلراید توسط گیاه می شود.شکل 3_1

 

همچنین بالا بودن pH خاکهای سدیمی باعث کاهش انتقال بسیاری از عناصر به گیاه و در نتیجه بروز علایم کمبود آنها در گیاه می شود مثلاً در pHبالای 5/8 میزان قابلیت استفاده عناصری همچون، ازت، آهن، منگنز، مس، روی کاهش می یابد.

کمبود مواد آلی خاک در خاکهای سدیمی باعث می شود  که میزان ازت این خاکها کم  باشد. به علاوه زیادی سدیم تبادلی، باعث ایجاد خصوصیات فیزیکی نامطلوب در این خاکها می شود  که در نتیجه تهویه آنها و انتقال آب  به گیاه دچار مشکل می گردد. همچنین باید در نظر داشت که در فاصله بین دو آبیاری سطح خاک به مدت طولانی غرقاب می ماند(شرایط غیر هوازی) و سپس بر اثر خشک شدن خاک شرایط هوازی به وجود می آید؛ چنین شرایطی برای از دست رفتن ازت مناسب است. همچنین تصعید ازت به شکل آمونیم از خاکهای سدیمی شدید می باشد(Rao and batra , 1983)  اسیدیته بالا نامناسب بودن خصوصیات فیزیکی خاکهای سدیمی تاثیر نامطلوب بر انتقال و قابلیت استفاده از گیاه از ازت کودهای ازته دارد در نتیجه به علل فوق خاکهای سدیمی در مقایسه با خاکهای  غیر سدیمی به کود ازته بیشتری نیاز دارند.

نقش روی در کاهش تنش شوری  

 

پيمان كشاورز

دانشجوي دكتري خاكشناسي و عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي خراسان

محمد جعفر ملكوتي

استاد دانشگاه تربيت مدرس و سرپرست مؤسسه تحقيقات خاك و آب

مقدمه

شوري در ايران و بسياري از مناطق خشك و نيمه خشك جهان عامل محدود كنندة رشد و نمو گياهان زراعي است. براساس آمار موجود، سطح كلي خاكهاي شور در اراضي ايران 33/7 ميليون هكتار برآورد شده است (مؤمني، 1380). شوري خاك به روشهاي متعدد در عملكرد محصول اثر مي‌گذارد. از مهم‌ترين آثار شوري مي‌توان به كاهش آب قابل استفاده گياه، ايجاد مسموميت توسط برخي يونهاي سمي، فعاليت اندك در گياه، ناهنجاريهاي تغذيه‌اي، كاهش رشد و كيفيت محصول اشاره نمود. در شرايط شور، غلظت سديم ) معمولاً بيش از غلظت عناصر غذايي پر مصرف و كم مصرف بوده و اين امر موجب مي‌شود در گياهان تحت تنش شوري، عدم تعادل تغذيه‌اي از جهات گوناگون بروز كند. مطالعات انجام شده بيانگر اين است كه بخش عمدة مشكلات تغذيه‌اي گياهان در شرايط شور، از طريق تغيير در قابليت استفاده عناصر غذايي به صورت زير ايجاد مي‌شود (همايي، 1381).

  از طريق ايجاد اختلال در جذب و توزيع عناصر غذايي توسط ريشه‌ها و يا كاهش رشد آنها از طريق ايجاد اختلال در جذب توزيع عناصر غذايي توسط ريشه‌ها و يا كاهش رشد آنها از طريق مختل كردن متابوليسم عناصر غذايي در درون گياه كه به طور عمده مربوط به كاهش جذب آب توسط گياه است. بدين ترتيب شوري مي‌تواند با تأثير بر شكلهاي شيميايي عنصر غذايي در خاك، انتقال، يا توزيع عناصر غذايي درون گياه و يا غير فعال نمودن تأثيرات فيزيولوژيكي عنصر غذايي مصرف شده، منجر به افزايش ذاتي نياز غذايي گياه گردد.

   قدم اول در بررسي وضعيت حاصلخيزي خاكها، تخمين صحيح ميزان عنصر قابل جذب گياه است. از آن جايي كه روي (Zn) يكي از عناصر ضروري گياه بوده و كمبود آن معمولاً در اوايل فصل رشد گياه مشاهده ‌مي‌شود، وضعيت عنصر روي قبل از كشت و تعيين مقدار روي مورد نياز گياه بسيار مهم است. بدين منظور از روشهاي عصاره‌گيري متفاوتي براي استخراج روي استفاده مي‌شود. اين روشها براساس استفاده از اسيدهاي آلي و معدني يا كمپلكسهاي گوناگون براي عصاره‌گيري و سپس اندازه‌گيري عنصر روي در عصاره استوار است. تعيين اين كه كدام يك از روشهاي عصاره‌گيري بهترين همبستگي را با عكس‌العمل گياه (غلظت جذب عنصر، عملكرد مطلق و عملكرد نسبي) خواهد داشت، بيشترين به ويژگيهاي خاك و همچنين گياه مربوط است؛ در نتيجه سبب خواهد شد كه در شرايط خاكي متفاوت، روشهاي مختلفي مورد استفاده قرار گيرد (كشاورز، 1375). در بين عوامل مؤثر بر روي (Zn)

قابل استفادة گياه، اثر شوري به درستي شناخته نشده است و احتمال دارد تفسير نتايج تجزيه خاك براي روي قابل جذب گياه در خاكهاي شور و غير شور، يكسان نباشد (حسيني و كريميان، 1378). از اين رو مي‌بايست مرزهاي جداگانه‌اي براي تفسير نتايج تجزيه خاك، مخصوص خاكهاي شور پايه گذاري كرد (ملكوتي و نفيسي، 1373). قبلاً در برخي مطالعات نشان داده شده است كه در خاكهاي شور، مصرف مقادير بالاتر عنصر روي موجب افزايش تحمل گياه به شوري و عملكرد آن مي‌شود. در اين ارتباط سؤالات اساسي زير مطرح است:

   آيا شوري موجب تغييردر نگهداري وتثبيت روي درخاك‌خواهد شد؟ و آيا اين موضوع موجب تفاوت در روش استخراج روي از خاك در شرايط شور نسبت به شرايط غير شور خواهد گرديد؟

   آيا شوري موجب اختلال در جذب و يا توزيع روي توسط ريشه‌ها شده و در مورد قابليت استفاده روي تأثير مي‌گذارد؟

   تا چه اندازه‌اي نقش تغذيه‌اي روي در بهبود شرايط رشد گياهان در خاكهاي شور مؤثر است؟

 قابليت استفاده روي در شرايط شور

  روي از جمله عناصر ضروري و كم مصرف براي گياهان است كه به صورت كاتيون دو ظرفيتي (Zn)    جذب مي‌شود. اين عنصر يا به عنوان بخشي از ساختمان آنزيمهاي به كار مي‌رود و يا به صورت كوفاكتورهاي تنظيم كننده در تعداد زيادي از آنزيمها عمل مي‌كند. روي در گياهان حداقل در ساختمان چهار آنزيم كربنيك آنهيدراز، الكل دهيدروناژ، سوپراكسيد  ديسموتاز و  پلي‌مزار به كار رفته است. اين عنصر براي ساخته شدن ايندول استيك اسيد از ترپتوفان ضروري مي‌باشد. كمبود ) مانع از سنتز پروتئين و متابوليسم كربوهيدراتها نيز مي‌شود. همچنين تراوايي غشائ پلاسمايي در گياهان مبتلا به كمبود روي، افزايش يافته و منجر به خروج پتاسيم، نيترات و تركيبات آلي از سلول ريشه مي‌گيرد.

   مطالعه شكلهاي شيميايي روي در خاك به منظور ارزيابي قابليت استفاده آن براي گياه در كشاورزي و براي تغيين ميزان تحرك در خاك حائز اهميت فراوان است. بر اين اساس. مقدار عنصر روي كل خاك به اجزاء متمايز زير تقسيم مي‌شود. اين جزءها عبارتند از:

1 ـ يونهاي آزاد Zn   ) ) و كمپلكسهاي آلي آن در محلول خاك

2 ـ روي جذب سطحي شده و تبادلي در فاز كلوئيدي خاك

3 ـ كانيهاي ثانويه و كمپلكسهاي نامحلول در فاز جامد خاك

با توجه به خواص فيزيكي و شيميايي خاك، قابليت استفاده از روي متفاوت است. در بين عوامل مؤثر بر روي قابل استفاده گياه، به طور عمده عواملي چون ميزان كل روي، ، مواد آلي، كربنات كلسيم، محلهاي جذب، فعاليت ميكروبي و رژيم رطوبتي خاك نقش مهمي را ايفا مي‌كنند، ولي ساير عوامل نظير شرايط اقليمي، شوري و اثرات متقابل روي و ساير عناصر كم مصرف و پر مصرف نيز مهم هستند. با اين وجود، مطالعات اندكي در رابطه با اثر شوري خاك بر تغذيه گياهان از جهت عنصر كم مصرف روي انجام شده است. در اين ارتباط اثر سمي بور عموماً شناخته شده است ولي رفتار آهن )، منگنز ) و روي Zn) ) در خاكهاي شور كاملاً شناخته نشده است.    در شرايط شور قابليت استفاده عناصر غذايي به غلظت و تركيب نمك بستگي دارد. علاوه بر اين، با توجه به واكنش نمك PH) )، قدرت يوني و ضريب فعاليت نمك، اثر شوري بر حلّاليت عناصر غذايي متفاوت است. نمكهايي كه هيدورليز شده و سبب تغيير مي‌شوند، مي‌توانند تغييرات بيشتري را در اين شرايط سبب گردند. فعاليت يوني نمك نيز بر حلّاليت كربناتهاي خاك و گچ تأثير مي‌گذارد. اين موضوع سبب خواهد شد كه تغييراتي در اشكال عناصر غذايي در خاك و قابليت استفادة آن به وجودآيد.

برخي مطالعات نشان داده است كه ميزان روي قابل استفاده با افزايش شوري (نمك ) زياد مي‌شود. دليل اين موضوع جايگزيني روي Zn) ) قابل تبادل با سديم Na) ) اعلام شده است. از سوي ديگر طي دو آزمايش جداگانه در خاكهاي شور و سديك، مشاهده شد كه حلّاليت عناصر كم مصرف Mn, Cu,Fe,Zn) ) فوق‌العاده كم بوده و كاهش در حلّاليت اين عناصر، موجب كمبود آن در گياهان مي‌شود. در اين ارتباط، حسيني و كريميان (1378) طي بررسي خود بر روي اثر شوري در عصار‌ه‌پذيري روي قابل استفاده گياهي با چهار سطح روي (0 , 10   و 15 ميلي‌گرم در كيلوگرم خاك به صورت Zn- EDTA) ) و پنج سطح شوري (0 , 3/4 6 و 9/7 ميلي‌گرم كلريد سديم در هر كيلو‌گرم خاك) به سه روش عصاره‌گيري  به اين نتيجه رسيدند كه افزايش ميزان شوري خاك موجب عصاره‌پذيري بيشتر روي بومي خاك مي‌گردد. ولي عصاره‌پذيري روي مصرفي با افزايش شوري خاك كاهش مي‌يابد. اين موضوع به ويژه در عصاره‌گير محسوس‌تر بود. با اين وجود، در شرايط شور جذب عناصر غذايي به دليل كاهش حجم ريشه و خاصيت آنتاگونيسمي بين عناصر غذايي و يونهاي سمي كاهش مي‌يابد. در اين رابطه  و همكاران (2001) اعلام نمودند كه با افزايش شوري، نسبت اندام هوايي به ريشه افزايش يافته و حجم ريشه كاهش مي‌يابد. علاوه بر اين، آنها كاهش جذب عناصر كم مصرف را در شرايط شور، ناشي از جذب بيشتر عناصري چون Ca,Na,Mg دانسته‌اند. شوري موجب تغييرات ساختماني در ساقه، ريشه و برگ و گياهان نيز مي‌شود؛ به طوري كه گياهان تحت تنش شوري، دسته‌هاي آوندي كمتر و با قطر كوچكتري دارند، ولي در مقابل داراي سلولهاي پارانشيمي بيشتري هستند. بر اين اساس نشان داده شده كه مصرف روي در غلظتهاي بالا مي‌تواند ريشه را (به واسطة افزايش سطح جذب آن) در شرايط شور بهبود بخشيده و تشكيل آوند چوبي را در مقايسه با گياهان بدون مصرف روي زياد كند ( ,  1997 ( . غلظتهاي بالاتر روي Zn) )

نقش مهمي در افزايش سطح جذب به واسطة طويل شدن ريشه و همچنين تسهيل انتقال آب و عناصر غذايي در گياه به دليل افزايش قطر و تعداد آوندها خواهد داشت.

عكس العمل گياه به روي در شرايط شور

بررسيها نشان مي‌دهد كه اثر متقابل مثبتي بين شوري خاك و مصرف روي در افزايش عملكرد گياهان وجود دارد. در آزمايشي محققين نشان دادند كه مصرف روي، سبب رشد و نمو گياه گوجه فرنگي در سطوح بالاي شوري مي‌شود، ولي در خاك غير‌شور، اين گياه هيچ عكس‌العملي به روي نشان نمي‌دهد. اين وضعيت در خاكي رخ داد كه مقادير مناسبي از روي به طور طبيعي وجود داشت. در همين ارتباط اعلام شده است كه مصرف روي حداكثر تا 10 ميلي‌گرم در كيلوگرم خاك، موجب كاهش غلظت سديم و افزايش غلظت پتاسيم در رقمهاي حساس به شوري برنج مي‌شود. ولي در مورد غلظت سديم و پتاسيم در ارقام مقاوم به شوري، تأثيري ندارد. از اين رو به نظر مي‌رسد با توجه به مقاومت گياهان به شوري، تأثير‌پذيري آنها در اثر استفاده از روي نيز متفاوت است. براي مثال، گزارش شده است كه بين سه گونة زراعي جو، چاودار و ذرت (با حساسيتهاي مختلف به شوري)، بيشترين جذب نسبي روي ) در شرايط شور از جو به دست آمد كه متحمل‌ترين گونه به شوري بود و بعد از آن، به ترتيب چاودار و ذرت قرار گرفتند. البته در جو نيز جذب نسبي روي ) حدود 20 درصد كاهش داشت. در مورد آهن Fe) ) نيز وضع به همين صورت بود. ولي جالب اين كه جذب دو عنصر كم مصرف منگنز Mn) ) و مس Cu) ) توسط جو در شرايط شور تغييري نيافت و شوري مانع جذب اين عنصر نشد. به عبارت ديگر در گونه‌ گياهي متحمل به شوري (جو) جذب منگنز و مس تفاوتي با جذب آنها در شرايط غير شور نداشت (ملكوتي و همكاران، 1382). در آزمايش ديگري نيز نشان داده شد كه در شرايط شور، مصرف عنصر روي، عملكرد اندام هوايي سويا را به طور قابل توجهي افزايش مي‌دهد. دردي‌پور و همكاران (1380) همچنين نشان دادند كه مصرف پتاسيم و روي بر مبناي آزمون خاك موجب افزايش عملكرد جو مي‌شود. خوشگفتارمنش و همكاران (1380) دريافتند كه در خاكهاي شور مصرف سولفات روي موجب افزايش تحمل گياه گندم به شوري و در نتيجه افزايش عملكرد آن مي‌گردد. آنها اعلام كردند كه در خاكهاي شور بازده كودهاي حاوي املاح پايين بوده و بايد با مصرف مقدار بيشتري كود سولفات روي (تا حد 240 كيلوگرم در هكتار) عملكرد گياه را افزايش داد.

بر همكنش مثبت پتاسيم و روي در مقابله با شوري

    گياهان حساس به شوري نسبت به مصرف پتاسيم عكس‌العمل مناسب‌تري نشان مي‌دهند. با افزايش نسبت پتاسيم به سديم K/Na) ) در محلول خاك، تحمل گياه به شوري افزايش مي‌يابد. شواهد نشان مي‌دهد كه تحت شرايط شور، علائم كمبود پتاسيم با وجود بالا بودن غلظت آن در برگهاي گندم، همچنان وجود دارد، چون مقداري از پتاسيم جذب شده براي خنثي كردن بار الكتريكي كلر ذخيره شده در واكوئلها تجمع يافته و كمكي به واكنشهاي حياتي نمي‌كند. از اين رو در اين شرايط با افزايش مقدار مصرف سولفات پتاسيم، مي‌توان علاوه بر رفع علائم كمبود، اثرات مسموميت شوري را نيز كاهش داده و عملكرد را افزايش داد (مهاجر ميلاني و همكاران 1378؛ درودي و سيادت، 1378).    با افزايش غلظت پتاسيم در محلول خاك، تحمل گياهان به تنش شوري زياد   مي‌شود. اين در حالي است كه وقتي ميزان آب قابل دسترسي گياه كم ‌باشد، افزايش پتاسيم حتي در شوريهاي بالا (15 دسي‌زيمنس بر متر) باعث بيشتر شدن تحمل مي‌شود. مصرف سولفات پتاسيم در شرايط شور موجب كاهش اثرات سوء تجمع سديم و كلر در برگهاي گندم شده و در نهايت عملكرد را افزايش مي‌دهد. همچنين حد بحراني پتاسيم براي محصولات زراعي مقاوم به شوري مانند پنبه در شرايط شور (250 ميلي‌گرم در كيلوگرم) بيش از شرايط غير‌شور (210 ميلي‌گرم در كيلوگرم) است و براي گياهان نيمه متحمل و يا حساس به شوري، اين اختلاف بيشتر خواهد بود.    با افزايش غلظت پتاسيم و روي در شرايط شور، پراكنش و طول ريشه‌ها زياد مي‌شود كه در نتيجة آن، سطح جذب عناصر غذايي افزايش مي‌يابد. همچنين مصرف سولفات روي در اين شرايط تشكيل آوندهاي چوبي را در گياهان تحت تنش شوري در مقايسه با گياهان بدون مصرف آن بهبود داده و از تخريب آن جلوگيري مي‌كند.    از آن جايي كه كلر در رقابت بانيترات خاك، جذب ازت را مختل مي‌نمايد و از سوي ديگر با مصرف پتاسيم، بازيافت ازت افزايش مي‌يابد، به طوري كه به ازاء افزايش هر واحد شوري (بيش از آستانه كاهش گندم) حدود 25 كيلوگرم اوره و 20 كيلوگرم سولفات پتاسيم و 5 كيلوگرم سولفات روي در هر هكتار بيش از مقدار كود توصيه شده در شرايط غير شور پيشنهاد مي‌شود (ملكوتي و همكاران، 1381).

پيشنهادها (چه بايد كرد؟)

در اراضي شور به دلايل متعددي از جمله بالا بودن  خاك، كمبود مواد آلي، درصد بالاي كربنات كلسيم و بي‌كربنات كلسيم، تنشهاي خشكي و شوري، كيفيت پايين آبهاي آبياري و مهم‌تر از همه غلظت بسيار اندك روي قابل استفاده، بازده كودهاي حاوي روي بسيار پايين است. بنابراين احتمالاً مصرف سولفات روي در مقادير كم نقش مؤثري در افزايش عملكرد گندم نخواهد داشت. تحقيقات بيشتر در اين زمينه همچنان ادامه دارد.    به طور كلي مصرف سولفات روي در اراضي شور در شرايطي كه شوري در حد كم تا متوسط باشد (با توجه به تحمل گياه) بازده عملكرد خوبي را به همراه خواهد داشت

سديم، فوايد و مضرات

انسان، تغذيه، سلامتى

سالومه آرمين ـ كارشناس تغذيه

لزوم نمك كه منبع اصلى سديم است از قرنها پيش شناخته شده است، اما در سال 1316ش سديم به عنوان يك عنصر ضرورى شناخته شد. در بسيارى از كشورها تنها منبع نمك تبخير آب دريا است. سديم بيشتر در مايعات خارج سلولى بدن، مايعات داخل عروق خونى و مايعاتى كه اطراف سلولها را احاطه كرده است، وجود دارد. حدود 56 گرم يا 50 درصد كل سديم بدن در اين مايعات، جايى كه قسمت مهمى از محيط سلول را تشكيل مى‏دهد، يافت مى‏شود. در شرايط طبيعى، ميزان سديم موجود در سلولها كم و به اندازه 10 درصد كل سديم بدن است. بدن نيز هميشه سديم را به خارج از سلولها مى‏راند، 40 درصد سديم باقيمانده در اسكلت استخوانى بدن يافت مى‏شود. در كودكان غضروف استخوان مى‏تواند به عنوان ذخيره سديم عمل نمايد. تهى شدن ذخيره سديم بدن به ندرت و فقط در مواردى ممكن است ديده شود كه جذب كاهش، نياز افزايش و محدوديت سديم براى مدت طولانى ادامه يافته باشد.

ترشحات مختلف روده‏اى از قبيل صفرا و شيره پانكراسى حاوى مقادير فراوانى سديم هستند. به طور طبيعى روزانه حدود 3 تا 7 گرم سديم يا 5/7 گرم نمك خورده مى‏شود ولى اين مقدار ممكن است در افراد مختلف متفاوت باشد. 2 قاشق چايخورى نمك محتوى 4 گرم سديم است و بدن از عهده بيش از اين مقدار برمى‏آيد. اگرچه مصرف بيش از حد سديم مى‏تواند مسموم‏كننده باشد، ولى مقدار زيادى كه موجب مسموميت گردد (35 تا 40 گرم) بى‏نهايت بدمزه بوده و احتمالاً داوطلبانه مصرف نمى‏شود.

مقدار كمى سديم از معده جذب مى‏شود ولى بيشتر جذب از طريق روده كوچك به سرعت انجام مى‏گيرد. سديم جذب شده، به وسيله جريان خون به كليه حمل مى‏شود و در آنجا سديم تصفيه شده و مجددا به مقدارى كه براى بدن لازم است، به خون برگردانده مى‏شود. زمانى كه نياز به سديم افزايش يابد، از طريق عمل بعضى از هورمونها، جذب مجدد سديم از كليه تحريك مى‏گردد. و بالعكس، زمانى كه سديم مصرفى زياد شود، ترشح اين هورمونها به منظور كم كردن نگهدارى سديم كاهش مى‏يابد. مقدار سديم در ادرار بستگى به رژيم روزانه دارد، موقعى كه مصرف زياد است افزايش يافته و هنگامى كه مصرف كم است كاهش مى‏يابد. مقدارى سديم هم در استخوان به عنوان ذخيره براى موقع احتياج جاى مى‏گيرد. از آنجايى كه مقدار سديمى كه مى‏تواند در حجم معينى از ادرار دفع شود محدود است، اگر مقدار سديم در رژيم غذايى بيش از قابليت دفع كليه شود، مقدار آن در خون و مايعات بدن زياد خواهد شد و سبب تحريك مركز تشنگى در مغز مى‏گردد و اين حالت منجر به مصرف مايعات بيشترى مى‏شود و مايعات بيشتر به كليه اجازه دفع ادرار بيشتر و در نتيجه سديم بيشتر را مى‏دهد. با كاهش تشنگى مقدار سديم خون نيز كم مى‏شود.

مقدارى از سديم بدن نيز از طريق ادرار از دست مى‏رود. به طور طبيعى اين مقادير خيلى كم است (كمتر از يك گرم)، اما سديمى كه در شرايط محيطى گرم يا تب (كه منجر به افزايش عرق مى‏شود) از دست مى‏رود، قابل ملاحظه است. مقدار كلر و سديمى كه در تابستان در منطقه استوا از دست مى‏رود، حدود 5 تا 6 گرم گزارش شده است. اگر مقادير از دست رفته از طريق پوست زياد شود، هورمون دوباره ترشح شده و با تحريك كليه مقدار سديم بيشترى نگهداشته و كاهش سديم را به حداقل مى‏رساند.

حدود 95 ـ 90 درصد اتلاف طبيعى سديم بدن از طريق ادرار و مابقى از راه مدفوع و عرق است. به طور طبيعى مقدار سديم دفعى روزانه مساوى با مقدار دريافتى است.

در مواردى كه بيش از 4 ليتر مايعات از دست برود، به ازاى هر ليتر اضافه بر اين 4 ليتر حدود 2 گرم سديم (1 قاشق چايخورى نمك) توصيه مى‏شود تا جانشين سديم از دست رفته گردد. اگرچه شخصى كه به آب و هواى موجود عادت ندارد، احتياجش بيشتر و در حدود 2 تا 4 برابر فردى است كه عادت به آب و هواى موجود دارد. همچنين در اثر استفراغ زياد ممكن است مقدار قابل ملاحظه‏اى سديم از دست برود.

از دست رفتن سديم بدن منجر به كم شدن مقدار آن در مايعات خارج سلولى مى‏شود و به منظور حفظ تعادل، پتاسيم و آب سلول را ترك مى‏كنند. اين از دست رفتن آب سلولى همراه با پتاسيم (يك عنصر درون سلولى است) سبب احساس خستگى مى‏شود كه اغلب با تهى شدن سديم همراه است.

فقط تحت شرايط غير عادى نظير اسهال است كه توده هضمى به سرعت از ناحيه هضمى عبور مى‏كند و در نتيجه سبب از دست رفتن مقدار فراوانى سديم در مدفوع مى‏شود.

نقش سديم در بدن

سديم در مايعات خارج سلولى به نگهدارى تعادل طبيعى آب كمك مى‏كند و اثرى مشابه پتاسيم در داخل سلول براى نگهدارى طبيعى موازنه آب دارد. به طور طبيعى بدن قادر به برقرارى موازنه سديم در خارج و پتاسيم در داخل سلول است، اين امر موازنه آب بين داخل و خارج سلول را تنظيم مى‏كند. در صورتى كه سديم درون سلول افزايش يابد و سلول نتواند با سرعت كافى آن را به بيرون براند، آب ،جهت رقيق كردن سديم و به غلظت طبيعى رساندن آن وارد سلول شده و منجر به ورم يا ادم مى‏گردد. اگر آب زيادى وارد سلول شود منجر به مسموميت آب مى‏گردد. نگهداشتن ميزان سديم در سطح پايين در داخل سلول از چنان اهميتى برخوردار است كه سلولها دايما مقدار سديم اضافى را كه وارد آنها مى‏شود به خارج مى‏فرستند.

در اثر عرق كردن و از دست دادن آب و سديم از طريق پوست، موازنه آب در بدن به هم مى‏خورد. با آشاميدن آب به تنهايى (بدون مصرف سديم و نمك)، آب اضافى جهت رقيق كردن پتاسيم داخل سلولى وارد سلول مى‏شود. اين امر سبب كاهش فشار خون مى‏گردد و با خروج پتاسيم از درون سلول شخص احساس خستگى خواهد كرد.

سديم با بى‏اثر كردن عناصرى كه تشكيل اسيد مى‏دهند، بدن را در حالت خنثى نگه مى‏دارد. زمانى كه در مايعات بدن مقادير زيادى از عناصر تشكيل‏دهنده اسيد ظاهر شوند، سديم به منظور مقابله با حالت اسيدى، مى‏تواند از ذخاير استخوانى آزاد شده و اسيد را بى‏اثر كند.

همچنين سديم در انتقال پيامهاى عصبى نقش دارد و اگر تعادل بين سديم خارجى و داخلى سلول طبيعى نباشد، انتقال پيامهاى محرك عصبى نمى‏تواند انجام گيرد.

سديم همچنين براى جذب قند (گلوكز) و انتقال ساير مواد مغذى از غشاء سلول ضرورى است. سديم در كنترل انقباض ماهيچه‏ها نيز نقش مهمى را در بدن ايفا مى‏كند.

مقدار لازم سديم براى بدن

سديم مورد نياز در رژيم روزانه هنوز تعيين نشده است، ولى به طورى كه مشاهده شده است، مقدار سديم مصرفى بيش از مقدار احتياج است. از آنجايى كه رژيمى كه 100 تا 150 ميلى‏گرم سديم دارد براى اكثر مردم بسيار بدمزه است، احتمال مصرف سديم ناكافى بعيد به نظر مى‏رسد. اين نشان مى‏دهد كه مقدار توصيه شده 500 ميلى‏گرم، حدود 10 برابر مقدار لازم جهت تعادل سديم است. كودكان مقدار بيشترى سديم از راه مدفوع از دست مى‏دهند و همچنين براى رشد، نياز زيادترى به سديم دارند. بنابراين احتياج آنان به سديم به ازاى واحد وزن بدن، بيشتر از بزرگسالان است. در دوران باردارى نيز كه حجم مايع خارج سلولى افزايش مى‏يابد، نياز به سديم بيشتر مى‏شود.

كمبود سديم

كمبود اوليه غذايى سديم در انسان تاكنون ديده نشده است، ولى عوارض كمبود ثانويه با افزايش دفع سديم و به واسطه اسهال، استفراغ، شدت تعريق در هواى گرم و يا نارسايى غده فوق كليوى بروز مى‏نمايد. از نشانه‏هاى كمبود آن مى‏توان استفراغ، بى‏اشتهايى، ضعف عضلانى و انقباض دردناك ماهيچه‏ها را نام برد. ضعف و از حال رفتن در اثر نارسايى جريان خون نيز مشاهده شده است.

دريافت زياد سديم

مصرف زياد نمك به مدت طولانى معمولاً با افزايش فشار خون همراه است. در مبتلايان به فشار خون بالا، غلظت سديم در بافتها بالا مى‏رود و آن را مى‏توان با رژيمهاى غذايى محدود از سديم بهبود بخشيد. سديم با فشار خون بالا ارتباط دارد. سديم در بدن نقش حياتى در تنظيم مايعات و فشار خون ايفا مى‏كند. بسيارى از مطالعات در جوامع مختلف نشان داده‏اند كه دريافت زياد سديم با فشار خون بالاتر مرتبط است. اغلب مدارك نشان مى‏دهد كه بسيارى از افراد در خطر فشار خون بالا به وسيله كاهش دريافت نمك يا سديم خطر بروز اين مشكل را كاهش مى‏دهند. اما هنوز سؤالات متعددى باقى مانده است كه به علت نياز به اثبات نقش ساير عوامل دخيل همراه با سديم در اثر فشار خون مى‏باشد. ساير راههاى توصيه‏اى جهت كاهش فشار خون، كم كردن وزن و فعاليت جسمانى است. به مصرف مقادير فراوانى از ميوه و سبزيجات نيز توصيه مى‏گردد زيرا اين مواد غذايى فقير از سديم و چربى هستند و كمك به كاهش وزن و كنترل آن مى‏كنند. مصرف ميوه و سبزيجات بيشتر، سبب افزايش دريافت پتاسيم مى‏گردد كه خود كمكى براى كاهش فشار خون بالاست.

دليل ديگر براى كاهش دريافت نمك اين است كه دريافت نمك زياد (سديم زياد) سبب افزايش دفع ادرارى كلسيم مى‏شود و بنابراين نياز بدن به كلسيم را افزايش مى‏دهد. در حال حاضر نمى‏توان گفت كه چه كسانى ممكن است با مصرف نمك زياد دچار فشار خون بالا شوند. اما كاهش دريافت سديم مى‏تواند براى هر فرد بزرگسال طبيعى نيز مفيد باشد.

منابع غذايى سديم

منابع غذايى سديم دو دسته‏اند: يك دسته به طور طبيعى حاوى سديم هستند و دسته ديگر در مراحل تهيه به آنها افزوده مى‏شود.

نمك و ساير تركيبات حاوى سديم به هنگام فرآيند مواد غذايى به آنها اضافه مى‏گردد. سديم به مقادير مختلف در غذاها موجود است. به طور كلى در غذاهايى كه منشأ حيوانى دارند، بيشتر از آنهايى است كه ريشه گياهى دارند. غذاهايى كه در جدول (1) ديده مى‏شوند حاوى مقدار متفاوتى از سديم هستند. مقدار كل سديم موجود در غذاها معادل سديم موجود در آن به اضافه مقدار نمكى است كه در موقع تهيه به آن افزوده شده است. براى مثال، سيب‏زمينى خام به ازاى 100 گرم حاوى 1 ميلى‏گرم سديم است. اما همين وزن سيب‏زمينى به صورت چيپس حاوى 340 تا 1000 ميلى‏گرم سديم مى‏باشد.

محدوديت سديم

تحت شرايط خاصى مانند افزايش فشار خون و اختلال كليه، محدود ساختن مصرف سديم در رژيم غذايى لازم است. درجه محدوديت با تشديد بيمارى متفاوت است. محدوديت متوسط را مى‏توان با اضافه نكردن نمك به غذا در موقع خوردن به انجام رساند.

در محدوديت شديد لازم است غذاهايى كه طبيعتا كمتر سديم دارند، انتخاب گردد و غذاهايى كه در مراحل تهيه به آن سديم اضافه مى‏شود حذف گردد.

استفاده از غذاهاى جامد و غذاهاى تجارتى مخصوص كودكان كه به آنها نمك اضافه شده است، ممكن است شيرخوار را بخصوص در ماههاى اول زندگى كه قابليت غلظت دادن ادرار كمتر از كودكان بزرگسال است، مستعد ابتلا به فشار خون بالا در زندگى بعدى نمايد.

يك دستور غذايى سالم و مفيد براى 4 نفر

دسر طالبى

مواد لازم:

طالبى كوچك 5 عدد

هلو 2 عدد

آلو 3 عدد

آناناس 4 حلقه

ليموترش 2 عدد

برگ نعنا چند عدد

آب آناناس 3 فنجان

دارچين، ميخك و فلفل نصف قاشق چايخورى

طرز تهيه:

يك عدد از طالبيها را پوست بكنيد و تخمهاى آن را بيرون بياوريد و به صورت مكعبهاى كوچك خرد كنيد. هسته‏هاى هلو و آلو (يا زردآلو) را بيرون بياوريد و به صورت مكعب خرد كنيد. آب ليموترش را بگيريد و به آب آناناس اضافه كنيد. ادويه (دارچين، ميخك و فلفل) را در آن بريزيد و ميوه‏هاى خرد شده را با آن در يك كاسه مخلوط كنيد و يك ساعت در يخچال بگذاريد. در همين مدت يك برش از سر طالبيها را برداريد و با كارد، لبه آنها را هفت و هشت ببريد و در يخچال بگذاريد. قبل از پذيرايى سالاد ميوه را در طالبيها قرار دهيد و روى هر كدام چند برگ نعنا بگذاريد و خنك به ميهمانان تعارف كنيد.

فهرست منابع:

1ـ فروزانى، مينو. مبانى تغذيه، تهران، شركت سهامى چهر، 1372، صص206 ـ 200.

2ـ خلدى، ناهيد. اصول تغذيه رابينسون، تهران، نشر سالمى، بهار 1378، صص177 ـ 176.

3ـ سعادت‏نورى، منوچهر. اصول نوين تغذيه در سلامتى و بيمارى، سازمان انتشارات اشرفى، 1370، صص414 ـ 410.

4ـ بهكام. مهر 1371، شماره 23، صص27.

5- Mahan , L.K. , Krauses Food Nutrition and Diet Therapy. W.B. Saunders Co. 9th ed. 1996.

6ـ از اينترنت WWW.Mednets. Ory.

حكيم ‏باشى

كاسنى

مصريان باستان از ريشه آن غذاهاى خوشمزه مى‏پختند. در رم باستان ريشه آن را با اشتهاى زياد مى‏خوردند. فرانسويان كاسنى را براى خنثى كردن اثرات محرك قهوه مى‏خورند. از اين گياه داروى مسكن ساخته مى‏شود كه براى سل ريوى نافع است. كاسنى خون را تصفيه مى‏كند و اثرات سودبخشى روى كبد، كليه و طحال مى‏گذارد.

براى جلوگيرى از ناراحتيهاى معده و تقويت دستگاه گوارش، از كاسنى شيرينى تهيه مى‏كنند، بدين ترتيب كه هم‏وزن شيره كاسنى، شكر ريخته و مخلوط مزبور را مى‏جوشانند تا قوام بيايد سپس آن را به مصرف مى‏رسانند.

دم‏كرده كاسنى براى رفع يبوست و طراوت چهره مفيد است. در مورد يبوست بايد دم‏كرده برگ و ريشه كاسنى به مقدار دو فنجان در هنگام صبح مصرف گردد. برگ كاسنى داراى املاحى نظير سولفاتها و فسفاتهاى سديم، منيزيوم و پتاسيم و نيترات سديم است.

منبع:ـ

1ـ مهرين، مهرداد. خواص ميوه‏ها و خوراكيها، انتشارات خشايار، تهران 1371، صص121.

2ـ صانعى، صفدر. نسخه شفا (گل و گياه)، انتشارات حافظ نوين، تهران 1378، صص513.

شوری و سدیمی بودن خاک

شوری و سدیمی بودن خاک

شوری و سدیمی بودن خاک یکی از مشکلات مهم خاک‌های مناطق خشک و نیمه خشک است. در این مناطق بدلیل کمبود بارندگی و اقلیم خشک، املاح در خاک تجمع پیدا می‌کنند و در نتیجه خاکهای شور حاصل می‌شود. این خاک محیط نامناسبی برای رشد و تولید بوده که هم کمیت محصول را پائین می‌آورد و هم کیفیت محصول را کاهش می‌دهد.

طبق آمار %۱۵ سطح کل کشور ما را خاکهای شور و چیزی حدود %۵۰ خاکها قابل بهره‌برداری و آبیاری می‌باشند.

بطور کلی خاک‌های شور دارای مقدار زیادی املاح محلول هستند که این نمک زیاد مشکلاتی را برای گیاه بوجود می‌آورد.

شوری خاک چگونه تعیین می‌شود؟

شوری خاک را براساس پارامتری بنام E.C. یا قابلیت هدایت الکتریکی مشخص می‌کنند. هدایت‌سنج الکتریکی، دستگاهی است که قابلیت هدایت الکتریکی محلول خاک یا E.C. را اندازه‌گیری می‌کند. خاک‌هایی که E.C. آن‌ها بیشتر از Ds/m  ۴ باشد جزء خاکهای شور طبقه‌بندی می‌شوند.

2.تحمل درختچه‌ها و درختان زینتی نسبت به شوری 

نام گیاه

حداکثر مجاز E.C. (Ds/m)

نام گیاه

حداکثر مجاز E.C. (Ds/m)

یاسمن

2-1

کاج سیاه

6-4

گل رز

3-2

نعلب درختی

6-4

لاله درختی

3-2

اوکالیپتوس

8-6

عَشَقه

4-3

خرزهره

8-6

بداغ 

4-3

نخل بادبزنی

8-6

توری

4-3

دراسیتا

8-6

ماگنولیا

6-4

گل کاغذی

8>

شمشاد

6-4

گل یخ

8>

 

 

حساسیت گیاهان به شوری خاک

گیاهان نسبت به شوری خاک حساسیت متفاوتی دارند و بعضی می‌توانند شوری را تحمل کنند که به آن‌ها اصطلاحاً گیاهان متحمل به شوری گفته می‌شود. بعضی دیگر نسبت به شوری خاک حساس هستند که جزء گیاهان حساس محسوب می‌شوند. گل‌ها و گیاهان زینتی جزء گیاهان حساس به شوری قلمداد می‌شوند.

 3.اثرات شوری روی رشد گیاه

شوری خاک از چند طریق رشد گیاه را دچار محدودیت می‌کند:

1- آب قابل استفاده گیاه را کاهش می‌دهد؛ به عبارت دیگر در خاک‌های شور، گیاهان زودتر دچار پژمردگی می‌شوند که این پدیده را اصطلاحاً خشکی فیزیولوژیکی می‌گویند. زیرا بدلیل شور بودن خاک، گیاهان نمی‌توانند آب درون خاک را جذب کنند.

2-  مسمومیت؛ بعضی از یونها به مقدار زیاد در خاکهای شور وجود دارند و بر اثر جذب زیادشان توسط گیاه، برای آن ایجاد مسمومیت می‌کنند که از مهمترین آن‌ها می توان کلر،سدیم و بر را نام برد.

3- عدم تعادل تغذیه‌ای؛ در خاکهای شور بدلیل وجود زیاد بعضی از یونها تغذیه گیاه، دچار مشکل می‌شود. بعنوان مثال در یک خاک شور، بدلیل غلظت زیاد کلر در محلول خاک و جذب آن بوسیله‌ی گیاه، جذب نیترات و سولفات توسط گیاه کم می‌شود. در صورتیکه نیترات و سولفات از یون‌های بسیار ضروری در تغذیه گیاه هستند. یا بعنوان مثال، جذب زیاد سدیم توسط گیاه، باعث کاهش جذب پتاسیم می‌شود.

نوع دیگری از خاک‌های دارای املاح زیاد اصطلاحاً خاک‌های سدیمی گفته می‌شوند یعنی خاک‌هایی که درصد سدیم تبادلی آن‌ها زیاد است.

 

بطور کلی، ما خاکها را بر اساس سه پارامتر E.C.،PH ،ESP  و یا درصد سدیم تبادلی طبقه‌بندی می‌کنیم.

 

4. طبقه‌بندی خاک‌های متاثر از املاح براساس Eph, Esp, Ec

نوع خاک

ph

Esp

Ec(Dsm-1)

شور

4 > 8/5

15<

<

سدیمی

4<

15>

8/5>

شور و سدیمی

4>

15>

8/5<

مصنوعی

4<

15<

8/5>

                                                           

 

خاکهای شور، خاکهایی هستند که E.C. آن‌ها بزرگتر از ۴ و ESP یا درصد سدیم تبادلی شان بیشتر از ۱۵ و PH  کمتر از ۵/ 8 دارند.

خاکهای سدیمی E.C. کمتر از ۴ و ESP بیشتر از ۱۵ و PH بیشتر از ۸/۵ دارند.

 

 

5.اصلاح خاکهای شور

راههای متفاوتی برای اصلاح خاکهای شور و سدیمی وجود دارد که به شرح ذیل است :

1- اساس اصلاح خاکهای شور، آب‌شویی است. یعنی از طریق مصرف آب اضافی، نمکهای محلول را از خاک شست و شو می‌دهیم؛

 

2- اما روش‌های دیگری هست که اثرات سوء شوری را کاهش می دهند که مدیریت بهره برداری از خاکهای شور گفته می‌شود. بعنوان مثال، در خاکهای شور باید دور آبیاری را کوتاهتر بگیریم به عبارت دیگر آبیاری زود به زود  انجام شود تا غلظت املاح در خاک افزایش پیدا نکند؛

 

3- همچنین در خاک‌های شور، باید از کودهایی استفاده بکنیم که اصطلاحاً ضریب شوری پائین‌تری داشته باشند یعنی کود خاک را شورتر نکند؛

 

4- استفاده از مواد آلی در خاکهای شور؛

5- استفاده از سیستم مناسب کشت و کار که اثرات شوری را کم کند؛

6- تغییر روش آبیاری.

 

اصلاح خاک‌های سدیمی که ESPبالایی دارند با اصلاح خاک‌های شور متفاوت است، در این خاک ها باید یکسری مواد شیمیایی اصلاح کننده به خاک اضافه بکنیم. مهمترین و بهترین موادی را که می توان در خاک‌های کشور ایران استفاده کرد گچ یا گوگرد می‌باشد. گچ همان سولفات کلسیم است. به عبارت دیگر دارای عنصر کلسیم است. این کلسیم روی سطح ذرات خاک، جانشین سدیم می‌شود و سدیم را از سطح ذرات خارج کرده و وارد محلول خاک می‌کند و بعداً از طریق آب‌شویی، سدیم اضافی خارج می‌شود.

 

اما زمانی که گوگرد استفاده می‌کنیم گوگرد توسط یک باکتری بنام تیوباسیلوس دبو اکسیدانس در خاک اکسید می‌شود و تولید اسید سولفوریک می‌کند. اسید سولفوریک بر روی آهک خاک اثر کرده و تولید گچ می‌کند و گچی که بدین ترتیب تولید می‌شود کار اصلاح را انجام می‌دهد.

 

 

6.مقاومت گیاهان مختلف به درصد سدیم تبادلی خاک ESP

مقاومت

مقدار Esp

بسیار حساس

10-2

حساس

20-10

نیمه مقاوم

40-20

مقاوم

60-40

 

 نقش روی در کاهش تنش شوری 7.

شوری در ایران و بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک جهان عامل محدود کنندة رشد و نمو گیاهان زراعی است. براساس آمار موجود، سطح کلی خاکهای شور در اراضی ایران 33/7 میلیون هکتار برآورد شده است (مؤمنی، 1380). شوری خاک به روشهای متعدد در عملکرد محصول اثر می‌گذارد. از مهم‌ترین آثار شوری می‌توان به کاهش آب قابل استفاده گیاه، ایجاد مسمومیت توسط برخی یونهای سمی، فعالیت اندک در گیاه، ناهنجاریهای تغذیه‌ای، کاهش رشد و کیفیت محصول اشاره نمود. در شرایط شور، غلظت سدیم ) معمولاً بیش از غلظت عناصر غذایی پر مصرف و کم مصرف بوده و این امر موجب می‌شود در گیاهان تحت تنش شوری، عدم تعادل تغذیه‌ای از جهات گوناگون بروز کند. مطالعات انجام شده بیانگر این است که بخش عمدة مشکلات تغذیه‌ای گیاهان در شرایط شور، از طریق تغییر در قابلیت استفاده عناصر غذایی به صورت زیر ایجاد می‌شود (همایی، 1381).

  از طریق ایجاد اختلال در جذب و توزیع عناصر غذایی توسط ریشه‌ها و یا کاهش رشد آنها از طریق ایجاد اختلال در جذب توزیع عناصر غذایی توسط ریشه‌ها و یا کاهش رشد آنها از طریق مختل کردن متابولیسم عناصر غذایی در درون گیاه که به طور عمده مربوط به کاهش جذب آب توسط گیاه است. بدین ترتیب شوری می‌تواند با تأثیر بر شکلهای شیمیایی عنصر غذایی در خاک، انتقال، یا توزیع عناصر غذایی درون گیاه و یا غیر فعال نمودن تأثیرات فیزیولوژیکی عنصر غذایی مصرف شده، منجر به افزایش ذاتی نیاز غذایی گیاه گردد.

   قدم اول در بررسی وضعیت حاصلخیزی خاکها، تخمین صحیح میزان عنصر قابل جذب گیاه است. از آن جایی که روی (Zn) یکی از عناصر ضروری گیاه بوده و کمبود آن معمولاً در اوایل فصل رشد گیاه مشاهده ‌می‌شود، وضعیت عنصر روی قبل از کشت و تعیین مقدار روی مورد نیاز گیاه بسیار مهم است. بدین منظور از روشهای عصاره‌گیری متفاوتی برای استخراج روی استفاده می‌شود. این روشها براساس استفاده از اسیدهای آلی و معدنی یا کمپلکسهای گوناگون برای عصاره‌گیری و سپس اندازه‌گیری عنصر روی در عصاره استوار است. تعیین این که کدام یک از روشهای عصاره‌گیری بهترین همبستگی را با عکس‌العمل گیاه (غلظت جذب عنصر، عملکرد مطلق و عملکرد نسبی) خواهد داشت، بیشترین به ویژگیهای خاک و همچنین گیاه مربوط است؛ در نتیجه سبب خواهد شد که در شرایط خاکی متفاوت، روشهای مختلفی مورد استفاده قرار گیرد (کشاورز، 1375). در بین عوامل مؤثر بر روی (Zn)

قابل استفادة گیاه، اثر شوری به درستی شناخته نشده است و احتمال دارد تفسیر نتایج تجزیه خاک برای روی قابل جذب گیاه در خاکهای شور و غیر شور، یکسان نباشد (حسینی و کریمیان، 1378). از این رو می‌بایست مرزهای جداگانه‌ای برای تفسیر نتایج تجزیه خاک، مخصوص خاکهای شور پایه گذاری کرد (ملکوتی و نفیسی، 1373). قبلاً در برخی مطالعات نشان داده شده است که در خاکهای شور، مصرف مقادیر بالاتر عنصر روی موجب افزایش تحمل گیاه به شوری و عملکرد آن می‌شود. در این ارتباط سؤالات اساسی زیر مطرح است:

   آیا شوری موجب تغییردر نگهداری وتثبیت روی درخاک‌خواهد شد؟ و آیا این موضوع موجب تفاوت در روش استخراج روی از خاک در شرایط شور نسبت به شرایط غیر شور خواهد گردید؟

   آیا شوری موجب اختلال در جذب و یا توزیع روی توسط ریشه‌ها شده و در مورد قابلیت استفاده روی تأثیر می‌گذارد؟

   تا چه اندازه‌ای نقش تغذیه‌ای روی در بهبود شرایط رشد گیاهان در خاکهای شور مؤثر است؟

 قابلیت استفاده روی در شرایط شور

  روی از جمله عناصر ضروری و کم مصرف برای گیاهان است که به صورت کاتیون دو ظرفیتی (Zn)    جذب می‌شود. این عنصر یا به عنوان بخشی از ساختمان آنزیمهای به کار می‌رود و یا به صورت کوفاکتورهای تنظیم کننده در تعداد زیادی از آنزیمها عمل می‌کند. روی در گیاهان حداقل در ساختمان چهار آنزیم کربنیک آنهیدراز، الکل دهیدروناژ، سوپراکسید  دیسموتاز و  پلی‌مزار به کار رفته است. این عنصر برای ساخته شدن ایندول استیک اسید از ترپتوفان ضروری می‌باشد. کمبود ) مانع از سنتز پروتئین و متابولیسم کربوهیدراتها نیز می‌شود. همچنین تراوایی غشائ پلاسمایی در گیاهان مبتلا به کمبود روی، افزایش یافته و منجر به خروج پتاسیم، نیترات و ترکیبات آلی از سلول ریشه می‌گیرد.

   مطالعه شکلهای شیمیایی روی در خاک به منظور ارزیابی قابلیت استفاده آن برای گیاه در کشاورزی و برای تغیین میزان تحرک در خاک حائز اهمیت فراوان است. بر این اساس. مقدار عنصر روی کل خاک به اجزاء متمایز زیر تقسیم می‌شود. این جزءها عبارتند از:

1 ـ یونهای آزاد Zn   ) ) و کمپلکسهای آلی آن در محلول خاک

2 ـ روی جذب سطحی شده و تبادلی در فاز کلوئیدی خاک

3 ـ کانیهای ثانویه و کمپلکسهای نامحلول در فاز جامد خاک

با توجه به خواص فیزیکی و شیمیایی خاک، قابلیت استفاده از روی متفاوت است. در بین عوامل مؤثر بر روی قابل استفاده گیاه، به طور عمده عواملی چون میزان کل روی، ، مواد آلی، کربنات کلسیم، محلهای جذب، فعالیت میکروبی و رژیم رطوبتی خاک نقش مهمی را ایفا می‌کنند، ولی سایر عوامل نظیر شرایط اقلیمی، شوری و اثرات متقابل روی و سایر عناصر کم مصرف و پر مصرف نیز مهم هستند. با این وجود، مطالعات اندکی در رابطه با اثر شوری خاک بر تغذیه گیاهان از جهت عنصر کم مصرف روی انجام شده است. در این ارتباط اثر سمی بور عموماً شناخته شده است ولی رفتار آهن )، منگنز ) و روی Zn) ) در خاکهای شور کاملاً شناخته نشده است.    در شرایط شور قابلیت استفاده عناصر غذایی به غلظت و ترکیب نمک بستگی دارد. علاوه بر این، با توجه به واکنش نمک PH) )، قدرت یونی و ضریب فعالیت نمک، اثر شوری بر حلّالیت عناصر غذایی متفاوت است. نمکهایی که هیدورلیز شده و سبب تغییر می‌شوند، می‌توانند تغییرات بیشتری را در این شرایط سبب گردند. فعالیت یونی نمک نیز بر حلّالیت کربناتهای خاک و گچ تأثیر می‌گذارد. این موضوع سبب خواهد شد که تغییراتی در اشکال عناصر غذایی در خاک و قابلیت استفادة آن به وجودآید.

برخی مطالعات نشان داده است که میزان روی قابل استفاده با افزایش شوری (نمک ) زیاد می‌شود. دلیل این موضوع جایگزینی روی Zn) ) قابل تبادل با سدیم Na) ) اعلام شده است. از سوی دیگر طی دو آزمایش جداگانه در خاکهای شور و سدیک، مشاهده شد که حلّالیت عناصر کم مصرف Mn, Cu,Fe,Zn) ) فوق‌العاده کم بوده و کاهش در حلّالیت این عناصر، موجب کمبود آن در گیاهان می‌شود. در این ارتباط، حسینی و کریمیان (1378) طی بررسی خود بر روی اثر شوری در عصار‌ه‌پذیری روی قابل استفاده گیاهی با چهار سطح روی (0 , 10   و 15 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک به صورت Zn- EDTA) ) و پنج سطح شوری (0 , 3/4 6 و 9/7 میلی‌گرم کلرید سدیم در هر کیلو‌گرم خاک) به سه روش عصاره‌گیری  به این نتیجه رسیدند که افزایش میزان شوری خاک موجب عصاره‌پذیری بیشتر روی بومی خاک می‌گردد. ولی عصاره‌پذیری روی مصرفی با افزایش شوری خاک کاهش می‌یابد. این موضوع به ویژه در عصاره‌گیر محسوس‌تر بود. با این وجود، در شرایط شور جذب عناصر غذایی به دلیل کاهش حجم ریشه و خاصیت آنتاگونیسمی بین عناصر غذایی و یونهای سمی کاهش می‌یابد. در این رابطه  و همکاران (2001) اعلام نمودند که با افزایش شوری، نسبت اندام هوایی به ریشه افزایش یافته و حجم ریشه کاهش می‌یابد. علاوه بر این، آنها کاهش جذب عناصر کم مصرف را در شرایط شور، ناشی از جذب بیشتر عناصری چون Ca,Na,Mg دانسته‌اند. شوری موجب تغییرات ساختمانی در ساقه، ریشه و برگ و گیاهان نیز می‌شود؛ به طوری که گیاهان تحت تنش شوری، دسته‌های آوندی کمتر و با قطر کوچکتری دارند، ولی در مقابل دارای سلولهای پارانشیمی بیشتری هستند. بر این اساس نشان داده شده که مصرف روی در غلظتهای بالا می‌تواند ریشه را (به واسطة افزایش سطح جذب آن) در شرایط شور بهبود بخشیده و تشکیل آوند چوبی را در مقایسه با گیاهان بدون مصرف روی زیاد کند ( ,  1997 ( . غلظتهای بالاتر روی Zn) )

نقش مهمی در افزایش سطح جذب به واسطة طویل شدن ریشه و همچنین تسهیل انتقال آب و عناصر غذایی در گیاه به دلیل افزایش قطر و تعداد آوندها خواهد داشت.

عکس العمل گیاه به روی در شرایط شور

بررسیها نشان می‌دهد که اثر متقابل مثبتی بین شوری خاک و مصرف روی در افزایش عملکرد گیاهان وجود دارد. در آزمایشی محققین نشان دادند که مصرف روی، سبب رشد و نمو گیاه گوجه فرنگی در سطوح بالای شوری می‌شود، ولی در خاک غیر‌شور، این گیاه هیچ عکس‌العملی به روی نشان نمی‌دهد. این وضعیت در خاکی رخ داد که مقادیر مناسبی از روی به طور طبیعی وجود داشت. در همین ارتباط اعلام شده است که مصرف روی حداکثر تا 10 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک، موجب کاهش غلظت سدیم و افزایش غلظت پتاسیم در رقمهای حساس به شوری برنج می‌شود. ولی در مورد غلظت سدیم و پتاسیم در ارقام مقاوم به شوری، تأثیری ندارد. از این رو به نظر می‌رسد با توجه به مقاومت گیاهان به شوری، تأثیر‌پذیری آنها در اثر استفاده از روی نیز متفاوت است. برای مثال، گزارش شده است که بین سه گونة زراعی جو، چاودار و ذرت (با حساسیتهای مختلف به شوری)، بیشترین جذب نسبی روی ) در شرایط شور از جو به دست آمد که متحمل‌ترین گونه به شوری بود و بعد از آن، به ترتیب چاودار و ذرت قرار گرفتند. البته در جو نیز جذب نسبی روی ) حدود 20 درصد کاهش داشت. در مورد آهن Fe) ) نیز وضع به همین صورت بود. ولی جالب این که جذب دو عنصر کم مصرف منگنز Mn) ) و مس Cu) ) توسط جو در شرایط شور تغییری نیافت و شوری مانع جذب این عنصر نشد. به عبارت دیگر در گونه‌ گیاهی متحمل به شوری (جو) جذب منگنز و مس تفاوتی با جذب آنها در شرایط غیر شور نداشت (ملکوتی و همکاران، 1382). در آزمایش دیگری نیز نشان داده شد که در شرایط شور، مصرف عنصر روی، عملکرد اندام هوایی سویا را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد. دردی‌پور و همکاران (1380) همچنین نشان دادند که مصرف پتاسیم و روی بر مبنای آزمون خاک موجب افزایش عملکرد جو می‌شود. خوشگفتارمنش و همکاران (1380) دریافتند که در خاکهای شور مصرف سولفات روی موجب افزایش تحمل گیاه گندم به شوری و در نتیجه افزایش عملکرد آن می‌گردد. آنها اعلام کردند که در خاکهای شور بازده کودهای حاوی املاح پایین بوده و باید با مصرف مقدار بیشتری کود سولفات روی (تا حد 240 کیلوگرم در هکتار) عملکرد گیاه را افزایش داد.

بر همکنش مثبت پتاسیم و روی در مقابله با شوری

    گیاهان حساس به شوری نسبت به مصرف پتاسیم عکس‌العمل مناسب‌تری نشان می‌دهند. با افزایش نسبت پتاسیم به سدیم K/Na) ) در محلول خاک، تحمل گیاه به شوری افزایش می‌یابد. شواهد نشان می‌دهد که تحت شرایط شور، علائم کمبود پتاسیم با وجود بالا بودن غلظت آن در برگهای گندم، همچنان وجود دارد، چون مقداری از پتاسیم جذب شده برای خنثی کردن بار الکتریکی کلر ذخیره شده در واکوئلها تجمع یافته و کمکی به واکنشهای حیاتی نمی‌کند. از این رو در این شرایط با افزایش مقدار مصرف سولفات پتاسیم، می‌توان علاوه بر رفع علائم کمبود، اثرات مسمومیت شوری را نیز کاهش داده و عملکرد را افزایش داد (مهاجر میلانی و همکاران 1378؛ درودی و سیادت، 1378).    با افزایش غلظت پتاسیم در محلول خاک، تحمل گیاهان به تنش شوری زیاد   می‌شود. این در حالی است که وقتی میزان آب قابل دسترسی گیاه کم ‌باشد، افزایش پتاسیم حتی در شوریهای بالا (15 دسی‌زیمنس بر متر) باعث بیشتر شدن تحمل می‌شود. مصرف سولفات پتاسیم در شرایط شور موجب کاهش اثرات سوء تجمع سدیم و کلر در برگهای گندم شده و در نهایت عملکرد را افزایش می‌دهد. همچنین حد بحرانی پتاسیم برای محصولات زراعی مقاوم به شوری مانند پنبه در شرایط شور (250 میلی‌گرم در کیلوگرم) بیش از شرایط غیر‌شور (210 میلی‌گرم در کیلوگرم) است و برای گیاهان نیمه متحمل و یا حساس به شوری، این اختلاف بیشتر خواهد بود.    با افزایش غلظت پتاسیم و روی در شرایط شور، پراکنش و طول ریشه‌ها زیاد می‌شود که در نتیجة آن، سطح جذب عناصر غذایی افزایش می‌یابد. همچنین مصرف سولفات روی در این شرایط تشکیل آوندهای چوبی را در گیاهان تحت تنش شوری در مقایسه با گیاهان بدون مصرف آن بهبود داده و از تخریب آن جلوگیری می‌کند.    از آن جایی که کلر در رقابت بانیترات خاک، جذب ازت را مختل می‌نماید و از سوی دیگر با مصرف پتاسیم، بازیافت ازت افزایش می‌یابد، به طوری که به ازاء افزایش هر واحد شوری (بیش از آستانه کاهش گندم) حدود 25 کیلوگرم اوره و 20 کیلوگرم سولفات پتاسیم و 5 کیلوگرم سولفات روی در هر هکتار بیش از مقدار کود توصیه شده در شرایط غیر شور پیشنهاد می‌شود (ملکوتی و همکاران، 1381).

پیشنهادها (چه باید کرد؟)

در اراضی شور به دلایل متعددی از جمله بالا بودن  خاک، کمبود مواد آلی، درصد بالای کربنات کلسیم و بی‌کربنات کلسیم، تنشهای خشکی و شوری، کیفیت پایین آبهای آبیاری و مهم‌تر از همه غلظت بسیار اندک روی قابل استفاده، بازده کودهای حاوی روی بسیار پایین است. بنابراین احتمالاً مصرف سولفات روی در مقادیر کم نقش مؤثری در افزایش عملکرد گندم نخواهد داشت. تحقیقات بیشتر در این زمینه همچنان ادامه دارد.    به طور کلی مصرف سولفات روی در اراضی شور در شرایطی که شوری در حد کم تا متوسط باشد (با توجه به تحمل گیاه) بازده عملکرد خوبی را به همراه خواهد داشت.

 

 

استاد راهنما: جناب دکتر مهرداد مستشاری

 

 

                                                       پدید آورندگان :

مژده خانی      

زینب زرعکانی 

اصول شيميايى خاک
در هر طرح آبيارى بايد به اصول شيميايى خاک و کنش‌هايى که خاک با ترکيبات شيميايى موجود در آب آبيارى صورت مى‌دهد به همان اندازه خصوصيات فيزيکى خاک اهميت داد. اين موضوع به‌خصوص در وضعيت آب و هواى خشک و نيمه خشک، که معمولاً آب و خاک از کيفيت مطلوبى برخوردار نمى‌باشند، داراى اهميت خاصّى است. مسائل شيميايى خاک و آب به دو بخش تقسيم مى‌شود. بخش اول مربوط به تجمع نمک در خاک و اثرات آن بر رشد گياه و بخش دوم در ارتباط با اثرات ويژه عناصر شيميايى موجود در آب يا خاک بر گياه مى‌باشد.

مسائل شورى و سمّيت عناصر شيميايى ممکن است در برخى طرح‌هاى آبيارى به اندازه‌اى جدّى باشد که ساير بخش‌هاى طرح را تحت ‌تأثير قرار دهد. بطورى که اگر در مورد آن چاره‌انديشى نشود مى‌تواند طرح را از حّيز انتفاع خارج سازد. چنانچه در بررسى‌هاى مطالعاتى طرح مشاهده شود که چنين خطراتى در انتظار است، بايد تمهيدات لازم براى مقابله با آن در نظر گرفته شود. چنين تعمهيداتى ممکن است باعث تغييراتى در پارامترهاى طرح گردد، مثلاً تغيير دادن آب مورد نياز آبيارى و يا لحاظ نمودن تأسيسات زه‌کشى در طرح که اين امر هزينه‌ها و بازدهى طرح را تغيير خواهد داد. بنابراين لازم مى‌شود که از همان ابتداى طرح به مسئلهٔ کيفيت آب و خاک توجه گردد.

خصوصیات شیمیایی خاک

تأثیر نمک بر مقدار محصول

مدیریت آب و خاک شور

کنترل نمک



خصوصيات شيميايى خاک
طبقه‌بندى خاک‌هاى شور- خاک‌ها به لحاظ شورى بر اساس هدايت الکتريکى عصاره اشباع آنها که با علامت ECe نشان داده مى‌شود طبقه‌بندى مى‌شوند، از اين نظر خاک‌ها به ۴ گروه تقسيم بندى مى‌شوند:


۱. خاک‌هاى نرمال يا معمولي


۲. خاک‌هاى شور


۳. خاک‌هاى سديمي


۴. خاک‌هاى شور- سديمى







مشخصه‌هاي اين خاک‌ها در جدول (طبقه‌بندى خاک‌هاى متأثر از نمک بر اساس عصاره اشباع) نشان داده شده است.در اين جدول هدايت الکتريکى عصاره اشباع خاک بر حسب ميلى‌موس بر سانتى‌متر مى‌باشد. براى استفاده از آن بايد مقدار SAR از فرمول زير محاسبه شود.


(معادله ۱): SAR= Na/((Ca+Mg)/2)0.5



که در آن:


SAR= نسبت جذبى سديم، ۲/۱(mmol/L)
+Na = غلظت يون سديم، (meq/L)
Ca+2 = غلظت يون کلسيم، (meq/L)
Mg+2 = غلظت يون منيزيم، (meq/L)


تأثير نمک بر مقدار محصول
حساسيت گياه به کلر، سديم وبرُِ گياهان زراعى به کلر کمتر حساسيت نشان مى‌دهند، اين حساسيت فقط در مورد درختان ميوه از اهميت برخوردار است. در جدول A حساسيت برخى از گياهان نسبت به کلر نوشته شده است. ارقام جدول A حدّ بالاى مقاومت گياه نسبت به کلر است که بالاتر از اين حدّ براى گياه سمّيت خواهد داشت. از ارقام اين جدول به‌خوبى مى‌توان در طراحى سيستم‌هاى آبيارى براى به‌دست آوردن نسبت آب‌شويى استفاده نمود.

حساسيت برخى گياهان زراعى به سديم نيز که بر حسب درصد سديم قابل تبادل خاک سنجيده مى‌شود (ESP) در جدول B نشان داده شده است. ارقامى که درجدول B براى ESP ذکر شده است آستانه‌اى است که اگر ESP به آن برسد براى گياه خطرناک خواهد بود.


[تصوير: 98.jpg]
مقدار زیاد نمک در بعضی از گیاهان باعث زرد شدن آنها می شود

جدول A : حساسیت برخی میوه‌ها در مقابل کلر (میلی‌اکی‌والانت در لیتر)

جدول B : مقاومت گیاهان مختلف زراعی به درصد سدیم قابل تبادل خاک

جدول C : محدودیت آب از نظر بُر برای گیاهان زراعتی مختلف




مديريت آب و خاک شور

کيفيت آب آبيارى - تمام آب‌ها کم و بيش محتوى نمک‌هاى مختلف مى‌باشند. يون‌هايى که معمولاً براى تعيين درجه تناسب آب براى آبيارى اندازه‌گيرى مى‌شوند عبارت است از: سديم- منيزيم- کلسيم به‌عنوان کاتيون‌ها و سولفات، بى‌کربنات و کربنات بعنوان آنيو‌ها. شورى کل بر حسب EC آب آبيارى که با ECiw نشان داده مى‌شود توصيف مى‌گردد. علاوه بر EC مقادير بُر، PH و SAR نيز سنجيده مى‌شوند. نتايج تجزيه شيميايى يون‌ها بر حسب ميلى‌اکى‌والانت در ليتر (meq/1) يا ميلى‌گرم در ليتر (mg/l) توصيف مى‌شود. اين دو معيار با رابطه زير به‌يکديگر مرتبط مى‌باشند:

( mg/l ) /وزن اکى‌والانت =( meq/l )

مقدار کل نمک (شوري) را مى‌توان بر حسب بقاى مانده خشک (TDS) نيز که به‌صورت ميلى‌گرم در ليتر توصيف مى‌شود بيان نمود. به‌دليل اينکه غلظت نمک در آب آبيارى کمتر از غلظت آن در خاک است، هدايت الکتريکى آب آبيارى بر حسب واحد ميکروموس بر سانتى‌متر mhos/cm نيز بيان مى‌شود. هر ميلى موس برابر ۱۰۰۰ ميکروموس مى‌باشد.

درجه تأثير کيفيت آب بر رشد گياه تابعى از شرايط فيزيکى خاک، درجه mhos/cm نيز بيان مى‌شود. هر ميلى‌موس برابر ۱۰۰۰ ميکروموس مى‌باشد .

درجه تأثير کيفيت آب بر رشد گياه تابعى از شرايط فيزيکى خاک، درجه مقاومت گياه به شوري، وضعيت آب و هوايي، روش آبياري، تعداد دفعات آبيارى و مقدار آبى است که به زمين داده مى‌شود. به‌دليل اين پيچيدگى‌ها نمى‌توان روش قابل قبولى را براى طبقه‌بندى کيفى آب‌ها ارائه نمود. لذا روش‌هاى طبقه‌بندى قراردادى است و ممکن است يک آب در يک نوع طبقه‌بندى براى يک منطقه خوب و در طبقه‌بندى ديگر جزء آب‌هاى با کيفيت متوسط يا بد به‌حساب آيد.

معيارهاى کيفى آب - در طبقه‌بندى‌هاى کيفى آب سه معيار اساسى مورد نظر است، شورى (غلظت کل نمک‌ها)، سديم و سمّيت عناصر شيميايي. اثر عمده شورى آب اين است که به دليل بالابودن پتانسيل اسمزي، جذب آب توسط ريشه‌ها را کاهش داده و لذا تبخير - تعرق گياه کاهش پيدا مى‌کند که در نتيجه محصول تقليل پيدا مى‌کند. از طرف ديگر سديم علاوم بر سمّيّت براى بعضى گياهان به‌دليل اثر نامطلوب درصد سديم قابل تبادل (ESP) بر ساختمان خاک و نفودپذيرى حائز اهميت است. از ترکيب توأم شورى و سديم توسط آزمايشگاه شورى خاک آمريکا روشى براى طبقه‌بندى آب‌هاى آبيارى ارائه شده است که تا به‌حال کاربرد وسيعى در طرح‌هاى آبيارى داشته است. در اين روش براى شورى آب از معيار هدايت الکتريکى (ميکروموس بر سانتى‌متر) و براى سديم ازمعيار نسبت جذب سديم SAR استفاده شده است.

در اين روش طبقه‌بندى شورى آب‌ها به ۴ گروه و SAR نيز به ۴ دسته تقسيم و لذا از ترکيب اين دو نمايه شانزده نوع آب طبقه‌بندى شده‌اند. در اين طبقه‌بندى که درشکلD نشان داده است C علامت شورى و S علامت سديم است. مثلاً با توجه به اين شکل آبى که شورى (EC) آن ۳۰۰ ميکروموس بر سانتى‌متر و SAR آن ۱۲ مى‌باشد در رديف C2-S2 طبقه‌بندى مى‌شود که در آن هم شورى و هم سديم در حد متوسط است. علامت ۱ براى مقادير کم، ۲ براى متوسط، ۳ براى زياد و ۴ براى خيلى زياد به‌کار برده مى‌شود. نمک‌هايى که به‌تدريج در لايه سطحى خاک تجمع مى‌يابند به اعماق پايين شسته مى‌شوند.
بايد توجه داشت که چنين طبقه‌بندى که در آن گياه و شرايط آب و هوائى و خاک در نظر گرفته نمى‌شود، نمى‌تواند روش قابل قبولى باشد، لذا فقط به‌عنوان تخمين اوليه بايد از آن استفاده شود.


جدول D : سطوح مقاومت گیاهان مختلف نسبت به شوری

جدول D : سطوح مقاومت گیاهان مختلف نسبت به شوری(۲)

جدول D : سطوح مقاومت گیاهان مختلف نسبت به شوری(۳)


کنترل نمک
در طرح‌هاى آبيارى کنترل نمک از طريق دادن آب اضافى به خاک در هنگام آبيارى صورت مى‌گيرد. آب اضافى ممکن است شورى خاک را کنترل و تعديل نمايد ولى اثرات زيان‌آور سديم را ممکن است برطرف نکند، لذا مى‌بايست در هنگام آبيارى آنقدر آب اضافى به خاک داده شود تا هم شورى و هم سديم هر دو کنترل شوند.

کنترل سديم
وجود يون سديم در آب آبيارى يا خاک موجب مى‌شود که نفوذپذيرى خاک نسبت به آب مختل شود. اين اثر علاوه بر تأثيرى است که سديم مستقيماً بر بعضى گياهان داشته و ممکن است براى آنها سمّى باشد. غلظت سديم معمولاً بر حسب سديم قابل تبادل نسبت به ساير کاتيون‌هاى موجود در سيستم خاک-آب سنجيده مى‌شود. براى اين منظور از معيارهاى کمّى درصد سديم قابل تبادل يا نسبت جذب سديم استفاده مى‌شود.

کنترل شورى
شورشدن زمين‌هايى که قبلاً حاصل‌خيز بوده‌اند بستگى به شورى اوليه آب آبيارى و مقدار آبى دارد که مازاد بر تبخير-‌تعرق به زمين داده مى‌شود تا از منطقه توسعه ريشه‌ها عبور نموده و نمک‌هايى که به‌تدريج در لايه سطحى خاک تجمع مى‌يابند به اعماق پائين شسته شوند. آن بخش از آب آبيارى که به داخل خاک نفوذ کرده و از منطقه ريشه‌ها مى‌گذرد جزء آب‌شويى (Leaching Fraction) نام دارد.

[تصوير: dast.jpg]


تصویر
خاک شور و قلیایی

خاکهای شور قلیایی

در این خاکها میزان نمکهای محلول زیاده بوده ، علی‌رغم سدیم زیاد ، وجود نمکهای خنثی همچنان PH را در حد کمتر از 8.5 حفظ می‌نماید، ولی بر عکس خاکهای شور شستشوی این خاکها ، سبب بالا رفتن PH می‌گردد، زیرا با شسته شدن نمکهای خنثی قسمتی از سدیم قابل تعویض ، هیدرولیز شده ، مقدار یون در محلول بالا می‌رود. سدیم همچنین در صورت شسته شدن سایر نمکها سبب از هم پاشیدگی ذرات خاک شده ، قابلیت نفوذ آن را به‌شدت کاهش می‌دهد. علاوه بر این اثرات نامطلوب ، سدیم بطور مستقیم می‌تواند برای گیاهان اثر سمی نیز داشته باشد.

درباره خاکهای شور و قلیا مطالعات فراوانی در کشورهای مختلف صورت گرفته است و سازمان بین‌المللی یونسکو نیز از سال 1952 مطالب جالبی در این موارد منتشر کرده است. رسوب املاح در خاکهای مختلف با نوع خاصی از پستی و بلندی همراه است و بطور کلی زمینهای شور و قلیا همیشه در نقاط پست مانند دلتا ، تراسهای رودخانه‌ای و دریاچه‌ای وجود دارند و سفره آب زیرزمینی در این مناطق نیز چندان عمیق نیست.

خاک قلیایی

مقدار نمکهای محلول در این خاکها ، کم ، ولی مقدار سدیم آن زیاد است. به‌علت هیدرولیز شدن قابل ملاحظه سدیم ، PH خاک بالا رفته ، ممکن است حتی تا 10 هم برسد. اثرات مضر این خاکها روی رشد گیاهان از سدیم و یون -OH زیاد ناشی می‌شود. به‌علت اثر از هم پاشیدگی سدیم ، این خاکها دارای شرایط فیزیکی نامناسب می‌باشند. محیط قلیایی زیاد این خاکها سبب حل هوموس خاک و حمل آن به سطح خاک و تیره کردن رنگ آن می‌شود. به همین دلیل ، به این خاکها نام قلیایی سیاه هم داده شده است.

روابط بین شوری و قلیائیت خاک

مطالعات دانشمندان در نقاط مختلف دنیا ، حاکی از این است که بین شوری و قلیائیت خاک همبستگی خاص وجود دارد. اگر غلظت املاح در خاک کمتر از 4 گرم در لیتر باشد، PH چنین محلولی معمولا از 8 کمتر است. هرچه میزان املاح افزایش یابد، میزان قلیائیت رو به کاهش می‌گذارد. خاکهای بسیار شور در مناطقی ایجاد می‌شوند که آب زیرزمینی فوق‌العاده شور بوده ، قلیائیت آن بسیار اندک است و خاکهای قلیایی نیز در مناطقی تشکیل می‌شوند که مقدار املاح آنها کمتر باشد.

تصویر

ساختمان خاکهای شور و قلیا

سطح خاکهای مناطق شور و قلیا ، اغلب ساختمان ورقه‌ای دارد که رگبارهای فصلی نیز بر تراکم آن می‌افزاید. در زیر این قشر سطحی ، ساختمان اغلب تکه‌ای ، منشوری و یا ستونی است. وجود املاح سدیم و تا حدی منیزیم ، تاثیر عمده‌ای در ساختمان خاک دارد، زیرا املاح ، موجب تجمع ذرات رس شده ، هرچه مقدار املاح بیشتر باشد، خاک دانه‌های حاصل ، ساختمان سخت‌تری پیدا می‌کند.

وجود سدیم سبب می‌شود که ذرات سطح خاک به حالت انتشار در آمده ، حتی در شیبهای کمتر از یک درصد نیز فرسایش قابل توجهی صورت گیرد. آبیاری خاکهای شور و قلیا همواره با خرابی ساختمان خاک همراه است، مگر اقدامات اصلاحی انجام شود.

کانیهای رسی خاکهای شور و قلیایی

کانیهای رسی ، استعداد حاصلخیزی هر خاک را تعیین می‌کنند. مونتموریلونیت ، میکا ، کلریت و کوارتز ، مهمترین کانیهای مناطق شور و قلیا می‌باشد. چون شرایط اقلیمی مناطق خشک برای تغییر و تحول کانیها مساعد نیست، لذا اغلب کانیهای این خاکها مشابه کانیهای سنگ بستر یا سنگ مادر است

شوری و سدیمی بودن خاک :(EC) (شوری) :

خاکهای شور و سدیمی دارای مقادیر زیادی کلسیم، سدیم یا هر دو هستند. در آنهائی که سدیم زیاد است pH ، 5/8 یا بیشتر می باشد. وقتی pH  خاک 5/8 باشد، کمبود برخی از عناصر کم مصرف مانند cu,Mn, Fe و Zn  بروز می کند و بر رشد گیاه اثر منفی می گذارد. همچنین غلظت بالای سدیم به ریشه های گیاه صدمه می زند و تأثیر سوئی بر رشد گیاه دارد و بعلاوه خاکهای سدیمی با بیش از 20 درصد رس به واسطه تخریب خاکدانه های ناشی از جذب یون های سدیم هیدراته بر روی سطح رس دارای ساختمان فیزیکی نامناسب می باشند. این خاکها دارای نفوذ پذیری کمی بوده سله می بندند و محیط نامناسبی برای رشد گیاه به حساب می آیند. کل نمک های محلول در خاکهای سدیمی ممکن است زیاد باشد.

در خاکهای شور غلظت نمک های محلول بالا است و اگر کاتیون های غالب Mg یا Na باشند قلیایی هستند مع ذالک ممکن است در خاکهای شور H+ تبادلی زیاد شده و pH کمتر از 4، باشد که در چنین خاکهائی که شدیداً اسیدی هستند، قابلیت دسترسی عناصر غذائی تحت تأثیر قرار می گیرد.

آزمایش های شوری بر روی غلات در مزرعه در سطح ثابت مصرف کود کاهش 20 تا 50 درصدی را در مقدار فسفر گیاه نشان دادند. از سوی دیگر گراتان و مس(Grattan and Mass) (1984) مشاهده کردند که سمیت فسفر در محیط کشت شور در سویا بروز نموده حال آنکه در همان سطح فسفر در محیط غیر شور چنین سمیتی دیده نشد. این داده ها پیچیدگی های مشکلات حاصلخیزی خاک ناشی از شوری را نشان می دهد. بنابراین فهم ماهیت شوری و قلیائیت خاک می تواند کمک بزرگی در مدیریت حاصلخیزی چنین خاکهائی محسوب شود.

الف- پراکنش و ترکیبات ویژه :

بخش عمده ای از اراضی بخصوص در نواحی خشک و نیمه خشک جهان، در فصل تابستان دارای رسوبات نمک در سطح خاک هستند. نمک ها ممکن است در طی بارندگی به طرف تحت الارض حرکت کنند و یا امکان دارد دوباره در طی دوره خشکی به سطح خاک حرکت نمایند. بسته به وجود نمک ها، این خاکها ممکن است دارای مشکلات اسیدیته یا قلیائیت باشند. همچنین اگر نمک های سدیم غالب باشند، تخریب ساختمان خاک ممکن است مشکلات بیشتری را به بار آورد .

به دلیل فشار جمعیت و پی آمد آن افزایش تقاضای غذا، خاکهای متأثر از املاح، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته اند. تقاضای زیاد غذا، آبیاری را در چنین مناطقی ایجاب کرده است. بدون امکانات کافی برای زهکشی، آبیاری وضعیت شوری، قلیائیت را بدتر نموده است. برای تولید غذا، به این خاکها باید به عنوان خاکهای مشکل دار که نیاز به اقدامات و عملیات مدیریتی ویژه دارند، برخورد کرد. ترکیب املاح، پراکنش آنها در پروفیل خاک، بافت، ساختمان خاک و گونه های گیاهی که کشت خواهند شد، رشد گیاه بر روی این خاکها را تعیین می کند.

منبع اصلی املاح در خاک، مینرال های اولیه در پوسته زمین است که تدریجاً آزاد می شوند و در طی هوازدگی شیمیایی انحلال حاصل می کنند. در برخی نواحی املاح از مناطق مرطوب از طریق آب سطحی و زیرزمینی به مناطق خشک و نیمه خشک حمل می گردند. این نمک ها ممکن است به وسیله حرکت موئینگی که ناشی از سرعت تبخیر زیاد به واسطه دمای زیاد در این مناطق است، به طرف سطح خاک حرکت کنند.

یون های غالب در محل های هوادیدگی، کربنات ها، بی کربنات ها، سولفات ها و کلریدهای کلسیم، منیزیم، پتاسیم و سدیم هستند. اغلب چنین نمک هائی با جریان آب به طرف پایین حرکت می کنند. آنهائی که قابلیت انحلالشان کم است، رسوب می نمایند در حالی که بقیه نمک ها در طی فرآیند های تبادل، جذب سطحی و تحرک تغییرات بیشتری می یابند. نتیجه نهائی این است که بعضی از نمک های کلسیم و منیزیم انتقال یافته و یون های کلرید و سدیم در غلظت بالا باقی می مانند. در برخی از نواحی، اقیانوس ها ممکن است، منشاء املاح باشند و مواد مادری ناشی از رسوبات دریائی باشند. شیل های مانکوس که در کلرادو، وایومینگ و یوتا یافت شده اند، مثالهای تیپیک از رسوبات دریائی شور هستند. همچنین مناطقی نظیر خاکهای ساحلی کری درکرلا (هندوستان) املاحشان از اقیانوس است. گاهی اوقات نمک از طریق باد یا به وسیله سیل به زمین  های دور دست حرکت می نماید. این خاکها وسعت کمی دارند و دارای مشکلات ویژه ای هستند.

وقتی که خاکها دارای مقادیر زیادی از کلریدها و سولفات باشند، در طی دوره های خشک اغلب رسوب این نمک ها بر روی سطح، ظاهری سفید رنگ به خاک می دهد. چنین خاکهائی خاکهای قلیائی سفید نامیده می شوند. اینها خاکی قلیائی نیستند و باید آنها را خاکهای شور نامید. وجود غلظت های بالای کربنات ها و بی کربنات های سدیم معمولاً به همراه هوموس دیسپرس شده در سطح خاک باعث تیره شدن رنگ خاک می گردد. از این رو آنها را خاکهایی قلیائی سیاه، (اکنون به عنوان خاکهای سدیمی شناخته می شوند) نامیده بودند زیرا سدیم عنصری است که باعث برخی از این خصوصیات بود. همچنین ضروری به نظر می رسد که بین خاکهای شور و خاکهای سدیمی تفاوت قائل شویم، چون روشهای مدیریتی لازم برای این تفاوت قابل ملاحظه است. سه خصوصیت برای تعیین و طبقه بندی شوری و سدیمی بودن وجود دارد که عبارتند از: 1- غلظت املاح 2- وضعیت سدیم و 3- pH که در زیر به طور خلاصه بحث می شود.

ب- شاخص جهت تعیین شوری و سدیمی بودن خاک:

1- غلظت نمک:

 غلظت نمک در محلول خاک بر اساس اصل توانائی نمک در هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک با هدایت سنج تعیین می گردد. هدایت الکتریکی (ECe یا گاهی اوقات EC) بر حسب دسی زیمنس بر متر dsm-1 اندازه گیری می شود واحد قدیمی تر اندازه گیری، میلی موس برسانتی متر بود.

2- وضعیت سدیم:

وضعیت سدیم به صورت نسبت Na+ تبادلی به کل ظرفیت تبادل کاتیونی خاک تعیین می گردد. اصطلاحی که در این مورد استفاده می شود، درصد سدیم تبادلی (ESP) است.

وقتی که 15= ESP است، pH  خاک 5/8 یا بیشتر می باشد. مقادیر بیشتر pH,ESP خاک را تا 10 افزایش می دهد.

چون تعیین ESP وقت گیر است، یک روش خیلی ساده تر، اندازه گیری نسبت جذب سدیم (SAR) که نسبت غلظت های Ca+2,Na+Mg+2 در عصاره اشباع خاک است می باشد. و

3- Ph :

وقتی به یک خاک، خاک قلیا یا سدیمی گفته می شود که pH عصاره اشباع بیش از 5/8 باشد. برای تعیین عصاره اشباع، خاک را در یک ظرف استوانه ای می ریزیم و بتدریج آب مقطر به آن اضافه می کنیم در همین حال محتویات ظرف را به هم زده تا خمیر گل اشباع درست شود. سپس از طریق مکش مقدار کافی از عصاره به دست می آید (همین عصاره برای تعیین SAR استفاده می شود).

مقدار آب خاک در مزرعه به طور معمول بین درصد پژمردگی دائم (حد پائینی) و ظرفیت مزرعه (حد بالائی) نوسان دارد رطوبت خاک در حد بالائی تقریباً دو برابر حد پایینی است.

اندازه گیری ها در خاک نشان می دهد که در محدوده وسیعی از بافت ها، مقدار آب خاک در درصد اشباع (SP) تقریباً 4 برابر مقدار آب خاک در فشار 5/1 مگاپاسکال (درصد پژمردگی دائم) است. بنابراین غلظت املاح محلول اندازه گیری شده در عصاره اشباع تقریباً نصف غلظت محلول خاک در ظرفیت مزرعه و در حدود یک چهارم غلظت در درصد پژمردگی دائم است. اثر رقت املاح که رخ می دهد، علت آن را ظرفیت نگهداری بالای آب در خاکهای ریز بافت، ذکر می کنند. به این منظور ECe با یک تقریب منطقی غلظت نمکی را که گیاهان در حال رشد در خاک با آن مواجهند برآورد می کند.

پ- طبقه بندی:

خاکهای متأثر از نمک به صورت زیر طبقه بندی می گردند.

1- خاکهای شور:

این خاکها دارای مقادیر زیاد نمک محلول خنثی (کلرید و سولفات های سدیم، کلسیم و منیزیم) هستند. به طوری که رشد بیشتر گیاهان زراعی را تحت تأثیر منفی قرار می دهند. ECe چنین خاکهائی بیش از 4dSm-1 است و SAR آنها کمتر از 13 (ESP کمتر از 15) و pH عصاره اشباع آنها کمتر از 5/8 می باشد.

2- خاکهای سدیمی :

این خاکها دارای مقدار زیادی از املاح سدیم هستند به طوری که pH عصاره اشباع بیش از 5/8 است.Ece این خاکها کمتر از 4dSm-1 و SAR بیش از 13 (ESP بیش از 15) می باشد. غلظت سدیم در این خاکها می تواند خیلی بالا باشد و PhSAR بین 5 و 13 تا 15 ممکن است جنبه های گوناگونی از سدیمی بودن، همانند pHقلیائی، دیسپرس شدن و سله بستن در حد متوسط و کاهش نفوذپذیری نشان دهند. خاک ممکن است تا 10 افزایش یابد خاکهائی با

3- خاکهای شور- سدیمی :

این خاکها ویژگی های خاکهای شور و سدیمی را با هم دارند. در حالی که pH خاک کمتر از 5/8 می باشد ECe ممکن است بیشتر از 4dSm-1 وSAR بیش از 13 (ESP بیش از 15 ) باشد.

ت- اصلاح و مدیریت خاکهای شور :

خاکهای شور بعضی اوقات با حضور پوسته های نمکی سفید بر سطح خاک در طول ماههای گرم تابستان تشخیص داده می شوند. هر چند که ممکن است خاکهای گچی نیز دارای پوسته های سفید باشد اما حلالیت گچ کم است و Ece را تا حدود 2/8dSm-1 کاهش می دهد.

همان طور که قبلاً ذکر شد، برخی خاکهای سیاه، با مقدار آب زیاد، اگر نمک ها هیدرولیز شده باشند و مواد هومیک در سطح رسوب کرده باشند، ممکن است شور باشند. در طی دوره رشد گیاهان زراعی خاکهای شور معمولاً به وسیله رشد لکه ای گیاهان زراعی و اغلب به وسیله رنگ سبز متمایل به آبی برگها تشخیص داده می شوند. در مزرعه ممکن است محل های فاقد محصول وجود داشته باشد و معمولاً گیاه از رشد باز می ماند. اثرات شوری متوسط اغلب ممکن است ظاهر نشود. زیرا که باعث صدمات ظاهری نمی گردد. برگهای گوشتی با رنگ تیره تر و سبز مایل به آبی می توانند راهنما باشند اما قضاوت نهائی بعد از انجام تجزیه های شیمیائی می تواند انجام پذیرد. گیاهان در خاکهای متأثر از نمک اغلب دارای نشانه های مشابه شرایط تنش خشکی هستند، اگر چه گیاهان ممکن است به دلیل اینکه فشار اسمزی محلول خاک معمولاً بتدریج تغییر می کند، پژمرده نشوند و گیاهان با تنظیم مقدار نمک درون بافت ها فشار تورمی را حفظ و از پژمردگی فرار نمایند.

اصلاح خاکهای شور بر انتقال نمک از این خاکها تمرکز یافته است. روشهائی که معمولاً پذیرفته می شوند، برداشت املاح از سطح، شستشو با یک جریان ناگهانی آب، آبشوئی و زهکشی می باشد.

1- برداشت املاح از سطح :

این روش به انتقال مکانیکی املاح با استفاده از وسایل موجود اشاره دارد. با توجه به مشکلات، این روش کاربرد محدودی دارد.

2- شستشو با یک جریان ناگهانی آب:

خارج نمودن املاح با جریان ناگهانی آب در روی سطح می تواند انجام پذیرد و گاهی اوقات برای نمک زدائی خاکها استفاده شده است، اما کاربرد محدودی دارد به دلیل اینکه فقط جزء کوچکی از نمک تجمع یافته می تواند با جریان ناگهانی آّب خارج گردد بخش اعظم آن با آب به سمت پایین پروفیل حرکت می کند.

3- آبشوئی:

آبشوئی املاح به خارج از منطقه فعال ریشه گیاهان زراعی موثرترین روش برای اصلاح خاکهای شور است. بدین منظور قبل از هر چیز لازم است تا برآوردی دقیق از مقدار آب مورد نیاز داشته باشیم تا آبشوئی املاح را انجام دهیم. عوامل عمده تعیین کننده مقدار آب مورد نیاز برای آبشوئی 1- مقدار اولیه نمک در خاک 2- سطح مجاز مقدار نمک برای رشد خوب گیاهان زراعی 3- عمقی که در آن اصلاح انجام می پذیرد 4- خصوصیات خاک مثل بافت، نفوذ پذیری و غیره 5- نوع گیاه زراعی و واریته ای از آن که در خاک رشد کرده، می باشد. جائی که سطح آب زیرزمینی در فاصله کمی از سطح خاک قرار دارد آبشوئی بدون زهکشی تأثیر کمی بر روی شوری خاک خواهد داشت.

یک راه تجربی این است که یک واحد آب تقریباً 80 درصد نمکها را از یک واحد خاک خارج می کند (آبرول و همکاران 1988). بنابراین یک متر در هکتار آب 80 درصد نمک ها را از یک متر خاک از سطح یک هکتار خارج خواهد کرد. هرچند که خصوصیات خاک مخصوصاً بافت خاک مهمند و برای برآوردهای دقیق بهتر است که آزمایش های آبشوئی نمک بر روی یک سطح محدود انجام پذیرد و منحنی های آبشوئی تهیه گردد.

در رابطه با روشهای آبشوئی، آبیاری بارانی بهتر از غرقاب کردن است. به دلیل سرعت کمتر مرطوب شدن در آبیاری بارانی نسبت به روش غرقاب، منطقه به طور کامل آبشوئی یافته در پایان آبیاری آب تا عمق بیشتری به داخل پروفیل خاک نفوذ می یابد. نتایج مقایسه آبیاری بارانی با غرقاب کردن تأیید می کند که نمک های انتقال یافته در هر واحد آب آبشوئی به وسیله آبشوئی در رطوبت کمتری از حالت اشباع خاک به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد.

همچنین وقتی که غرقاب به عنوان روش آبشوئی استفاده شود، بر اثر تبخیر، املاح بیشتری به طرف بالا حرکت کرده و در سطح خاک تجمع می نماید. نیلسن و همکاران (1966) نشان دادند که 25 سانتی متر از آب با روش بارانی، شوری 60 سانتی متر فوقانی خاک را کاهش داد و برای همین مقدار کاهش در روش غرقاب 75 سانتی متر آب لازم بود.

4- زهکشی:

یکی از ضروریات مدیریت خاکهای شور این  است که غلظت مجاز نمک در منطقه ریشه که به وسیله آبشوئی به آن رسیده اند، برای مدت زمان طولانی، ثابت نگه داشته شود. برای انجام این کار باید از تبخیر آب زیزمینی از طریق پایین نگه داشتن سطح آب از حدی که باعث شور شدن سریع خاک گردد، جلوگیری شود. پیش بینی زهکشی های مناسب تنها راه کنترل سطح آب زیرزمینی است. علاوه بر زهکش های سطحی، تعداد کافی زهکشی های زیرزمینی نیز لازم است. زهکشی معمولاً با استفاده از نهرهای زهکشی روباز و یا از لوله های سفالی در زیر خاک انجام می شود. وقتی که آب برای آبیاری در دسترس است و برای تولید محصول استفاده می گردد، طرحهای حفاظتی می تواند کمک قابل ملاحظه ای برای غلبه بر مسأله شوری باشد. وقتی که آبیاری به روش نشتی انجام می گیرد، بیشتر املاح در بالای پشته تجمع می یابند. کاشت بذور در اطراف پشته ها می تواند برای غلبه بر مسأله شوری کمک کند و جوانه زدن به نحو مطلوبی انجام پذیرد. بنابراین در مناطقی که امکان داشته باشد، کشت جوی و پشته (فارویی) در افزایش عملکرد و مقاومت گیاه به شوری کمک می نماید.

ث- تولید محصول در خاکهای شور:

مقاومت گیاهان به شوری معمولاً به یکی از سه روش زیر ارزیابی می گردد؛ 1- توانائی یک گیاه برای اینکه درخاکهای شور زنده بماند؛ 2- رشد مطلق گیاه 3- رشد نسبی در خاکهای شور در مقایسه با گیاهانی که در خاکهای غیر شور رشد می نمایند (مس 1968). در رابطه با توانائی گیاهان برای زنده ماندن بر روی خاکهای شور، لازم به ذکر است که در تمام مراحل توسعه، گیاه را تحت تأثیر قرار می دهد هرچند چنین تأثیری از یک مرحله به مرحله دیگر رشد تغییر می کند. برای مثال، چغندر قند در مرحله جوانه زنی حساسیت بیشتری به شوری دارد حال آنکه برنج، جو، گندم، ذرت، سورگوم و لوبیا چشم بلبلی در طول مرحله رشد اولیه نشاء حساسیت بیشتری دارند.

خاکهاي شور و قليا

خاک



خاکهاي شور و قليا

خاکهاي شور و قليا مخصوص مناطق نيمه مرطوب يا خشک بوده و زهکشي در آنها نامناسب است. اين خاکها داراي مقدار زيادي املاح محلول هستند که فقط گياهان نمک دوست در اين خاکها قابليت زيست دارند. خاکهاي قليا اغلب در خاکهاي شور به صورت نقاط پراکنده يافت مي‌شوند.


ديد کلي
مناطق خشک به مناطقي گفته مي‌شود که ميزان باران ساليانه آنها معمولا کمتر از 50 سانتيمتر است. به علت عدم شسته شدن طبيعي مواد در اين موارد ، مقدار کاتيونهاي بازي اين خاکها زياد است. در بعضي از افقهاي اين خاکها تجمع کربنات کلسيم () به مقدار زياد صورت گرفته و هر قدر مقدار بارندگي کمتر باشد، اين لايه کربناتي نزديکتر به سطح خاک قرار دارد. PH اين خاکها بازي است. خاک بسياري از مناطق خشک و نيمه خشک سرشار از املاح محلول است که منشا متفاوتي دارد.

در بعضي خاکها ، سنگ مادر خود محتوي املاح است و در برخي ديگر در اثر هوازدگي ، املاح محلول از سنگ مادر آزاد مي‌شود، ولي چون مقدار رطوبت کم است، نمي‌تواند آبشويي يافته و از خاک خارج شود. وزش باد نيز مي‌تواند املاحي را از سطح دريا و اقيانوس انتقال داده و در سواحل به جاي گذارد. اين نوع خاکها اصطلاحا هالومورفيک ناميده مي‌شوند، به سه گروه شور ، شور و قليايي و قليايي تقسيم بندي مي‌شوند.

خاکهاي شور (Saline Soils)
مقدار نمکهاي خنثي در اين خاکها به حدي است که در رشد طبيعي بيشتر گياهان اختلالاتي ايجاد مي‌شود. PH اين خاکها معمولا کمتر از 8.5 است. آنيونهاي عمده کلر ، سولفات کلسيم ، منيزيم و سديم در بعضي مواد نيترات و بي‌کربنات است که به آساني قابل شستشو بوده ولي شستشوي آنها سبب بالا رفتن PH خاک نمي‌شود. به علت وجود لکه‌هاي سفيد پراکنده نمک در سطح اين خاکها به آنها خاکهاي قليايي سفيد (White alkali) گفته مي‌شود.

انواع خاکهاي شور
انواع مهم خاکهاي شور عبارتند از:



خاک شور نيتراتي ، که محتوي املاح نيترات سديم و نيترات پتاسيم است.


خاک شور کلروري ، محتوي املاح کلرور سديم ، منيزيم و کلسيم است. اين خاکها بيشتر در نقاط ساحلي قرار دارد و شوري آب زيرزميني نيز قابل توجه است.


خاک شور سولفات و کلرور ، داراي درصد متفاوتي از کلر و سولفات بوده و کلر بيشتر از سولفات است.


خاک شور سولفاتي ، داراي سولفاتهاي سديم ، منيزيم و کلسيم بوده ، آبشويي و اصلاح آن آسان است.


خاکهاي شور کربناتي ، اين خاکها محتوي کربنات و بي‌کربنات سديم بوده و PH بين 9 تا 11 نوسان دارد.


خاک شور بوراتي ، اين خاکها در نواحي آتشفشاني مشاهده شده، محتوي املاح بورات هستند. بوراتها معمولا با کلرورها و سولفاتها يافت مي‌شوند و از حاصلخيزي خاک مي‌کاهند.
خاکهاي شور قليايي
در اين خاکها ميزان نمکهاي محلول زياده بوده، علي‌رغم سديم زياد ، وجود نمکهاي خنثي همچنان PH را در حد کمتر از 8.5 حفظ مي‌نمايد، ولي بر عکس خاکهاي شور شستشوي اين خاکها ، سبب بالا رفتن PH مي‌گردد، زيرا با شسته شدن نمکهاي خنثي قسمتي از سديم قابل تعويض هيدروليز شده و مقدار يون در محلول بالا مي‌رود. سديم همچنين در صورت شسته شدن ساير نمکها سبب از هم پاشيدگي ذرات خاک شده و قابليت نفوذ آن را به شدت کاهش مي‌دهد. علاوه بر اين اثرات نامطلوب سديم بطور مستقيم مي‌تواند براي گياهان اثر سمي نيز داشته باشد.

درباره خاکهاي شور و قليا مطالعات فراواني در کشورهاي مختلف صورت گرفته و سازمان بين‌المللي يونسکو نيز از سال 1952 مطالب جالبي در اين موارد منتشر کرده است. رسوب املاح در خاکهاي مختلف با نوع خاصي از پستي و بلندي همراه است و بطور کلي زمينهاي شور و قليا هميشه در نقاط پست مانند دلتا ، تراسهاي رودخانه‌اي و درياچه‌اي وجود دارند و سفره آب زيرزميني در اين مناطق نيز چندان عميق نيست.

خاک قليايي
مقدار نمکهاي محلول در اين خاکها ، کم ، ولي مقدار سديم آن زياد است. به علت هيدروليز شدن قابل ملاحظه سديم ، PH خاک بالا رفته، ممکن است حتي تا 10 هم برسد. اثرات مضر اين خاکها روي رشد گياهان از سديم و يون OH زياد ناشي مي‌شود. به علت اثر از هم پاشيدگي سديم ، اين خاکها داراي شرايط فيزيکي نامناسب مي‌باشند. محيط قليايي زياد اين خاکها سبب حل هوموس خاک و حمل آن به سطح خاک و تيره کردن رنگ آن مي‌شود. به همين دليل به اين خاکها نام قليايي سياه هم داده شده است.

روابط بين شوري و قليائيت خاک
مطالعات دانشمندان در نقاط مختلف دنيا حاکي از اين است که بين شوري و قليائيت خاک همبستگي خاص وجود دارد. اگر غلظت املاح در خاک کمتر از 4 گرم در ليتر باشد، PH چنين محلولي معمولا از 8 کمتر است. هرچه ميزان املاح افزايش يابد، ميزان قليائيت رو به کاهش مي‌گذارد. خاکهاي بسيار شور در مناطقي ايجاد مي‌شوند که آب زيرزميني فوق‌العاده شور بوده، قليائيت آن بسيار اندک است و خاکهاي قليايي نيز در مناطقي تشکيل مي‌شوند که مقدار املاح آنها کمتر باشد.

ساختمان خاکهاي شور و قليا
سطح خاکهاي مناطق شور و قليا ، اغلب ساختمان ورقه‌اي دارد که رگبارهاي فصلي نيز بر تراکم آن مي‌افزايد. در زير اين قشر سطحي ساختمان اغلب تکه‌اي ، منشوري و يا ستوني است. وجود املاح سديم و تا حدي منيزيم تاثير عمده‌اي در ساختمان خاک دارد، زيرا املاح موجب تجمع ذرات رس شده و هرچه مقدار املاح بيشتر باشد، خاک دانه‌هاي حاصل ساختمان سخت‌تري پيدا مي‌کند.

وجود سديم سبب مي‌شود که ذرات سطح خاک به حالت انتشار در آمده، حتي در شيبهاي کمتر از يک درصد نيز فرسايش قابل توجهي صورت گيرد. آبياري خاکهاي شور و قليا همواره با خرابي ساختمان خاک همراه است، مگر اقدامات اصلاحي انجام شود.

کانيهاي رسي خاکهاي شور و قليايي
کانيهاي رسي ، استعداد حاصلخيزي هر خاک را تعيين مي‌کنند. مونتموريلونيت ، ميکا ، کلريت و کوارتز مهمترين کانيهاي مناطق شور و قليا مي‌باشد. چون شرايط اقليمي مناطق خشک براي تغيير و تحول کانيها مساعد نيست، لذا اغلب کانيهاي اين خاکها مشابه کانيهاي سنگ بستر يا سنگ مادر است

 

 

 

خاک 2


 

اصلاح خاکهاي شور و قليا


معمولا براي جلوگيري از اثرات زيانبار خاکهاي شور و قليا ، آنها را به راههاي مختلف اصلاح مي‌کنند تا گياهان مختلف قادر به تحمل اين خاکها باشند.


ديد کلي
تجمع املاح در خاک ، تاثير عمده‌اي بر روي خواص فيزيکي و شيميايي رس و هوموس داشته، کميت و کيفيت جامعه نباتي عالي و پست خاک را تعيين مي‌کند. اغلب وجود املاح سديم موجب انتشار ذرات رس و هوموس شده، لايه يا افق بسيار متراکمي در زير خاک تشکيل مي‌شود که مانع عبور آب و هوا به ريشه نباتات مي‌شود. املاح موجود در خاک ، فشار اسمزي محلول خاک را افزايش داده، بدين ترتيب قدرت جذب آب را توسط گياهان کاهش مي‌دهند. از طرفي تعادل يوني را به هم زده و در بعضي مواد مانند املاح بر براي گياهان سمي هستند. محصول گياهان مزروعي در مناطق شور قليايي ناچيز و کميت و کيفيت محصول نيز قابل توجه نيست. اين گياهان در مقابل امراض و افات نيز مقاومت کمتري دارند.

چگونگي رشد گياهان در خاکهاي هالومورفيک
در خاکهاي شور و شور _ قليا که Ph آنها کمتر از 8.5 است، صدمات وارده به گياهان از غلظت زياد نمک در محلول خاک ناشي مي‌شود. سلولهاي گياه در محلولهاي نمکي آب خود را از دست داده و به اصطلاح پلاسموليزه مي‌شوند. اين پديده از اين امر ناشي مي‌شود که حرکت آب طبق خاصيت اسمز از محيط رقيق‌تر داخل سلولي به محيط غليظ خارج صورت مي‌گيرد. شدت وقوع اين پديده به عواملي مانند نوع نمک ، نوع سلول گياهي و شرايط فيزکي خاک بستگي دارد.

محيط خاکهاي قلياي با سديم زياد به سه طريق روي گياه اثر نامطلوب بر جاي مي‌گذارد:



اثرات مضر قليائيت زياد تحت تاثير غلظت هاي بالاي کربنات و بي‌کربنات سديم.


اثرات سمي يونهاي بي‌کربنات ، Oh و ...


اثرات مضر سديم روي متابوليزم و تغذيه.

اين آثار نه تنها در خاکهاي قليايي ظاهر مي‌شوند، بلکه در خاکهاي شور و قلياي که نمکهاي خنثاي آنها شسته شده‌اند، نيز آشکار مي‌گردند.
اصلاح و اداره خاکهاي شور و قليايي
معمولا براي جلوگيري از اثرات زيان‌آور خاکهاي شور و قليايي به سه طريق مختلف با اين خاکها رفتار مي‌شود: روش اول از ميان بردن اين نمکها است. روش دوم تبديل نمکهاي مضر به نمکهاي کم ضررتر مي‌باشد. روش سوم را مي‌توان کنترل ناميد. در دو روش اول هدف دفع نمکها و يا تغيير و تبديل آنها است، در حالي که در روش سوم نحوه اداره خاک و عمليات کشاورزي را طوري تنظيم مي‌کنند که نمک بطور يکنواخت در تمام خاک پخش شده و از تمرکز غلظت زياد نمک در يک نقطه جلوگيري شود.

دفع نمک
معمول‌ترين راههاي خروج نمک از خاک دو نوع است: زهکشي زيرزميني و شستشوي خاک. بکار بردن اين دو طريق تواما ، يعني شستشوي خاک پس از گذاردن زهکشها در آن موثرترين و رضايت‌بخش‌ترين وسيله براي دفع نمک از خاک است. نمکهايي که از طريق بارندگي يا آبياري وارد محلول خاک مي‌شوند، از طريق زهکشها خارج مي‌گردند.

اصلاح خاکهاي شور و قليايي موقعي موثر است که آب بکار رفته داراي نمک زياد، ولي سديم کم باشد، زيرا استفاده از آبهاي کم نمک ، ممکن است به علت دفع نمکهاي خنثي مساله قليائيت را حادتر نمايد. خروج نمکهاي خنثي درصد سديم قابل تعويض را در خاک بيشتر نموده و در نتيجه باعث افزايش غلظت يون Oh در محلول خاک مي‌شود. اين پديده نامطلوب را مي‌توان با تبديل کربناتها و بي‌کربنات سديم به سولفات سديم دفع کرد. اين امر را مي‌توان با اضافه کردن سولفات کلسيم يا ژيپس ، به خاک قبل از شستشو انجام داد

اثر غلظت مختلف كلرور سديم در آب خوراكي رتهاي حامله و تاثير آن بر فشار خون دوران بلوغ نوزادان آنها, /نويسنده : فريدون حيدر پور.

حيدر پور، فريدون
دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني استان زنجان، مجله, دوره : 8، شماره : 33، زمستان 1379، ص. 4 تـا 11
h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r

ارتباطي بين سوء تغذيه در دوران قبل از تولد و هيپرتانسيون در جوامع انساني اخيرا مطرح شده است . مدلهاي سوء تغذيه در دوران قبل از تولد در رت ؛ حمايت قاطعي از اين تئوري بر پايه اندازه گيري فشار خون رت از طريق كاف دمي فراهم نموده است . همچنين الكتروليت مصرفي مادري در دوران زندگي قبل از تولد ممكن است هومئوستاز مايعات بدن كه بطور ژنتيكي افراد را در بلوغ حساس نمايد تغيير دهد. لذا به منظور بررسي تاثير آتي غلظت هاي مختلف كلرور سديم ، شش غلظت 5/0 ،1، 4/1 و 6/1 و 8/1 و2 ‌‌درصد از كلرور سديم را تهيه نموده و در طي دوران حاملگي و شير دهي ، اين غلظت هاي خاص از نمك خوراكي در آب مصرفي را در اختيار رتهاي ماده قرار داديم يك گروه از آب مقطر و يك گروه از آب شرب اصفهان بعنوان منبع آب شرب استفاده نمودند . در تمام مدت دوره پرورش از جيره غذائي فوق الذكر و آب شرب اصفهان بعنوان آب مصرفي استفاده مي نمودند. در پايان دوره پرورش ، در سه ماهگي وزن رتهاي حاصل از هر گروه را اندازه گيري نموديم و سپس بطريقه مستقيم ميزان فشار خون سيستوليك و دياستوليك در 20 رت حاصل از مادراني كه از غلظت هاي مختلف تغذيه مي نمودند اندازه گيري نموديم فشار خون سيستوليك و دياستوليك رتهاي حاصل از مادراني كه از علظت هاي 5/0 و 1 درصد استفاده مي نمودند كاهشي را نشان مي داد وزن رتهاي اين گروه نيز نسبت به گروههائي كه از محلولهاي نمكي غليظ تر استفاده مي نمودند بيشتر و فشار خون سيستوليك و دياستوليك رتهاي حاصل از اين مادران نيز كمتر بود.

مرگ در اثر نوشيدن زياد آب


 

تیتر : مرگ در اثر نوشيدن زياد آب
خلاصه : آب اگرچه مایه حیات است اما مصرف زیاد آن می ‌تواند مشكل ‌آفرین باشد. همه ما به این حقیقت معترف هستیم كه آب مایه حیات است، اما بسیاری از افراد نمی ‌دانند كه مقدار زیاد آن مضر است و می ‌تواند كشنده باشد.
متن کل خبر : آب اگرچه مایه حیات است اما مصرف زیاد آن می ‌تواند مشكل ‌آفرین باشد. همه ما به این حقیقت معترف هستیم كه آب مایه حیات است، اما بسیاری از افراد نمی ‌دانند كه مقدار زیاد آن مضر است و می ‌تواند كشنده باشد. این مورد برای دیوید راجرز 22ساله اتفاق افتاد. او كه مربی بدن ‌سازی بود، بعد از به پایان رساندن اولین دوی ماراتن خود در لندن، جان سپرد. اما علت مرگ وی چه بود؟ نوشیدن بیش از حد آب.

مرگ این دونده ماراتن بعد از نوشیدن بیش از حد آب، تنها مورد گزارش شده نبود. زنی در كالیفرنیا به نام جنیفر استرانگ نیز بعد از شركت در یك مسابقه رادیویی جان سپرد. در این مسابقه افراد شركت ‌كننده باید مقدار زیادی آب می ‌خوردند، بدون آنكه به دست‌ شویی بروند. او بعد از مسابقه سردرد داشت و پس از مدتی در خانه‌اش جان سپرد.

در صورت مصرف خیلی زیاد آب، ممکن است بدن دچار "هیپوناترمی" شود. هیپوناترمی نشانگر رقیق شدن مایعات بدن در اثر افزایش آب نسبت به سدیم كل بدن می‌باشد.علایم ویژه هیپوناتریومی (كمبود سدیم در خون) عبارت‌اند از: تهوع، سردرد، بی قراری، گیجی، كاهش رفلكس‌ها و در نهایت تشنج و كما.

در صورتی كه هیپوناتریومی بدتر شود، تهوع باعث تحریك ترشح هورمونی می‌ شود كه این هورمون مسئول احتباس یا نگهداری آب در بدن است، در نتیجه آب كمتری دفع می شود و بیمار وارد یك چرخه معیوب می ‌گردد. تمایز علایم هشداردهنده كاری مشكل است.

اگرچه نوشیدن مقدار زیاد آب برای بدن ما خوب نیست، اما نباید از نوشیدن 8 لیوان آب در روز مضایقه كنید. آب جزو لازم و ضروری رژیم غذایی ماست. با كاهش 2 درصد از منابع آب بدن، علایم دهیدراتاسیون (كم آبی) ظاهر می ‌شوند. یك علامت شایع دهیدراتاسیون خفیف، احساس خستگی در طول روز است.

آیا شما زیاد ورزش می‌ كنید؟

آب اساس بزاق و مایعاتی است كه اطراف مفاصل را احاطه كرده‌اند. همچنین ماده‌ای است كه باعث تنظیم دمای بدن می‌ شود. آب باعث كاهش اشتها شده و در نتیجه به بدن كمك می ‌كند كه از ذخیره چربی خود استفاده كند. دریافت ناكافی آب می‌ تواند باعث آسیب كلیه‌ها شود، زیرا مواد زائدی مثل اوره، اسیداوریك و اسید لاكتیك كه توسط كلیه‌ها دفع می ‌شوند، باید در آب حل شوند.

یبوست یكی از نشانه‌های كم ‌آبی است، بنابراین هر چه بیشتر آب بنوشید به بهبود این مشكل ناخوشایند كمك خواهید كرد. بسیار مهم است كه در طول ورزش آب كافی به بدن‌تان برسد، زیرا شما از طریق تعریق آب از دست می‌ دهید.

نوشیدن آب زمانی‌ كه ورزش می ‌كنید، فشار وارد بر سیستم قلبی عروقی را كاهش می ‌دهد و عملكردتان را بهبود می‌ بخشد. هر چه بیشتر فعالیت داشته باشید، به آب بیشتری برای جایگزینی آن مقدار كه از دست داده‌اید نیاز دارید.

همچنین حفظ تعادل نمك در بدن بسیار اهمیت دارد، زیرا مقداری نمك از طریق عرق دفع می ‌شود. نوشیدن مایعات ایزوتونیك به این امر كمك می ‌كند. در طول مدت ورزش باید برای نوشیدن مقدار مناسبی مایعات نفسی تازه كنید تا از كم‌ آبی (دهیدراتاسیون) جلوگیری كنید.